رفتن به محتوای اصلی

سیما بینا، خواننده و پژوهشگر پیشگام موسیقی نواحی ایران، به‌عنوان دریافت‌کننده شانزدهمین «جایزه بیتا برای هنرهای ایرانی» معرفی شد. دانشگاه استنفورد قرار است این جایزه را در نوامبر ۲۰۲۶، در تقدیر از چند دهه فعالیت او برای گردآوری، بازخوانی و انتقال میراث موسیقایی اقوام و مناطق مختلف ایران به او اهدا کند.

بر اساس اعلام رسمی برنامه مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد، مراسم شانزدهمین دوره جایزه بیتا ساعت شش عصر شنبه ۷ نوامبر ۲۰۲۶، برابر با ۱۶ آبان ۱۴۰۵، در دانشگاه استنفورد برگزار خواهد شد. حضور در این مراسم برای عموم آزاد است، اما دریافت بلیت رایگان پیش از برگزاری برنامه ضرورت دارد.

استنفورد از سیما بینا به‌عنوان خواننده، ترانه‌پرداز و پژوهشگری یاد کرده که فعالیت‌هایش در حفظ و معرفی موسیقی مردمی ایران نقشی ماندگار داشته است. این جایزه هنوز طی مراسمی به او تحویل نشده و در حال حاضر، او به‌عنوان دریافت‌کننده دوره شانزدهم معرفی شده است.

جایزه‌ای برای هنر و آزادی آفرینش

جایزه بیتا برای هنرهای ایرانی از سال ۲۰۰۸ به هنرمندانی تعلق می‌گیرد که مجموعه آثارشان دستاوردی شاخص در هنر و فرهنگ ایران به شمار می‌رود.

در تعریف رسمی این جایزه، علاوه بر ارزش زیبایی‌شناختی آثار، بر دفاع از حق هنرمندان برای آفرینش آزادانه و بدون محدودیت نیز تأکید شده است. دریافت‌کننده جایزه به دانشگاه استنفورد دعوت می‌شود تا در مراسمی عمومی سخنرانی کند و جایزه خود را دریافت کند.

سیمین بهبهانی، محمدرضا شجریان، بهرام بیضایی، هوشنگ سیحون، مهشید امیرشاهی، ایرج پزشکزاد، احسان یارشاطر، شهرنوش پارسی‌پور، مرجان ساتراپی، پریسا، کیهان کلهر، هما سرشار، شهرام ناظری و حسین امانت از دریافت‌کنندگان دوره‌های پیشین این جایزه بوده‌اند.

انتخاب سیما بینا در امتداد همین معیار معنا پیدا می‌کند: هنرمندی که فعالیتش تنها به اجرای موسیقی محدود نمانده و به ثبت بخشی از حافظه شفاهی مردمی انجامیده است که صدا، زبان و روایت‌هایشان معمولاً در مرکز صنعت رسمی موسیقی قرار نداشته‌اند.

از خوانندگی در کودکی تا پژوهش در موسیقی نواحی

سیما بینا در سال ۱۹۴۵ در خراسان متولد شد و از کودکی در محیطی آشنا با موسیقی رشد کرد. پدرش، احمد بینا، شاعر و موسیقی‌دان بود و در شکل‌گیری نخستین تجربه‌های هنری او نقش داشت.

او فعالیت خوانندگی را از کودکی در رادیو آغاز کرد و در ادامه، ردیف موسیقی ایرانی و شیوه‌های آوازی را نزد استادان موسیقی فراگرفت. بینا هم‌زمان در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نقاشی خواند، اما موسیقی نواحی به محور اصلی فعالیت حرفه‌ای و پژوهشی او تبدیل شد.

تفاوت کار سیما بینا با اجرای صرف ترانه‌های محلی در همین پیوند میان خوانندگی و پژوهش قرار دارد. او برای یافتن روایت‌های اصیل‌تر ترانه‌ها به مناطق مختلف سفر کرد، از نوازندگان و خوانندگان محلی آموخت، ملودی‌ها را ثبت کرد و شماری از آوازهایی را که در معرض فراموشی بودند، دوباره به فضای عمومی بازگرداند.

بخش مهمی از فعالیت او بر موسیقی خراسان متمرکز بوده است؛ بااین‌حال، آثارش به این منطقه محدود نمی‌شود. در مجموعه اجراها و پژوهش‌های او می‌توان رد موسیقی کردی، بلوچی، لری، ترکمنی، مازندرانی، بختیاری و دیگر سنت‌های موسیقایی ایران را نیز دنبال کرد.

دانشگاه استنفورد نوشته است که مجموعه گردآوری‌شده او از لالایی‌های کردی تا نغمه‌های بلوچی را دربر می‌گیرد. اهمیت این کار فقط در تنوع جغرافیایی آن نیست؛ بسیاری از این ترانه‌ها بخشی از تاریخی‌اند که نه در اسناد رسمی، بلکه در حافظه زنان، روستاییان، نوازندگان محلی و انتقال شفاهی میان نسل‌ها حفظ شده است.

لالایی‌ها؛ تاریخی که زنان با صدا منتقل کرده‌اند

یکی از زمینه‌های مهم پژوهش سیما بینا، گردآوری لالایی‌های مناطق مختلف ایران بوده است. لالایی در ظاهر آوازی خصوصی میان مادر و کودک است، اما درون آن می‌توان نشانه‌هایی از زندگی اجتماعی زنان، فقر، دوری، کار، مهاجرت، ترس، امید و مناسبات خانوادگی را شنید.

بسیاری از زنانی که این لالایی‌ها را حفظ کرده‌اند، نامشان در تاریخ موسیقی ثبت نشده است. آنان ممکن است هیچ‌گاه روی صحنه نرفته یا اثرشان به نام خودشان منتشر نشده باشد، اما انتقال‌دهندگان اصلی بخشی از فرهنگ شفاهی ایران بوده‌اند.

کار پژوهشی سیما بینا این صداهای پراکنده را از محدوده خانه و روستا بیرون آورد و به بخشی از میراث مستند موسیقی ایران تبدیل کرد. از این منظر، فعالیت او فقط حفظ ملودی نیست؛ به‌رسمیت‌شناختن زنانی است که بدون داشتن عنوان رسمی «هنرمند»، نسل‌ها حافظ موسیقی و روایت‌های جمعی بوده‌اند.

صدای زن در برابر سیاست حذف

فعالیت سیما بینا را نمی‌توان بدون توجه به محدودیت‌هایی بررسی کرد که پس از انقلاب ۱۳۵۷ بر خوانندگی زنان در ایران تحمیل شد. ممنوعیت تک‌خوانی زنان در برابر مخاطبان مختلط، بسیاری از خوانندگان زن را از صحنه‌های عمومی داخل کشور کنار گذاشت و امکان انتشار و اجرای آزادانه آثار آنان را محدود کرد.

این ممنوعیت فقط حذف چند خواننده از برنامه‌های رسمی نبود؛ بخشی از فرایندی گسترده‌تر برای کنترل حضور، بدن و صدای زنان در فضای عمومی بود. در چنین ساختاری، زن می‌تواند موضوع ترانه، تصویر تبلیغاتی یا شنونده باشد، اما صدای مستقل او با محدودیت روبه‌رو می‌شود.

سیما بینا در این دوره فعالیت خود را متوقف نکرد. بر اساس روایت منتشرشده از زندگی او و توضیحات دانشگاه استنفورد، او به آموزش موسیقی و آواز به زنان ادامه داد و در دوره‌هایی که امکان فعالیت عمومی نداشت، کارگاه‌ها و برنامه‌هایی محدود برای زنان برگزار کرد.

او بعدها کنسرت‌های خود را در خارج از ایران ادامه داد و موسیقی نواحی ایران را در جشنواره‌ها و مراکز فرهنگی کشورهای مختلف اجرا کرد. این استمرار باعث شد آثاری که ممکن بود میان سانسور رسمی و فراموشی شفاهی از میان بروند، به نسل‌های بعدی منتقل شوند.

از همین رو، تقدیر از سیما بینا صرفاً اهدای جایزه به یک خواننده باسابقه نیست. این انتخاب، به‌رسمیت‌شناختن زنی است که در شرایط حذف صدای زنان، هم صدای خود را حفظ کرد و هم به حفظ صدای دیگران یاری رساند.

موسیقی نواحی و مسئله مالکیت فرهنگی

بازخوانی موسیقی محلی همواره با پرسش‌هایی درباره اصالت، مالکیت و رابطه میان هنرمند حرفه‌ای و جامعه‌ای که اثر از آن برخاسته همراه است. هنگامی که ترانه‌ای از یک روستا یا گروه قومی وارد بازار رسمی موسیقی می‌شود، این خطر وجود دارد که نام اجراکنندگان محلی، زبان اصلی اثر و زمینه اجتماعی آن حذف شود.

اهمیت رویکرد پژوهشی سیما بینا در تلاش برای شناخت خاستگاه آثار و یادگیری مستقیم از حاملان محلی موسیقی است. بااین‌حال، حفاظت مسئولانه از موسیقی نواحی تنها با ثبت و اجرای دوباره آن کامل نمی‌شود. نام‌بردن از راویان محلی، مستندسازی منطقه و زبان اثر و به‌رسمیت‌شناختن سهم جامعه‌ای که موسیقی را حفظ کرده، بخش جدایی‌ناپذیر این فرایند است.

میراث موسیقی نواحی متعلق به مجموعه‌ای از مردم، زبان‌ها و تجربه‌های تاریخی است. هنرمند پژوهشگر می‌تواند این میراث را به مخاطبان گسترده‌تری برساند، اما نباید آن را از صاحبان اجتماعی‌اش جدا کند.

تقدیر از زنی که نگذاشت صداها فراموش شوند

انتخاب سیما بینا برای دریافت شانزدهمین جایزه بیتا، تقدیر از بیش از شش دهه خوانندگی، آموزش و پژوهش است؛ اما اهمیت آن به طول فعالیت حرفه‌ای او محدود نمی‌شود. او میان هنر رسمی و موسیقی شفاهی، میان صحنه‌های بین‌المللی و آوازهای روستایی و میان تجربه شخصی خود و حافظه زنانی که لالایی‌ها را نسل‌به‌نسل منتقل کرده‌اند، پلی ساخته است.

در کشوری که صدای زن بیش از چهار دهه با ممنوعیت، تفکیک جنسیتی و سانسور روبه‌رو بوده، ادامه‌دادن آواز خود عملی صرفاً هنری نیست. حفظ صدا، بخشی از مقاومت در برابر حذف است. جایزه بیتا در نوامبر ۲۰۲۶ به سیما بینا اهدا خواهد شد؛ اما آنچه پیش از این جایزه نام او را در تاریخ موسیقی ایران ماندگار کرده، کاری است که سال‌ها در روستاها، کلاس‌های موسیقی، آرشیوها و صحنه‌های دور از وطن انجام داده است: نگذاشتن صداهایی که در حاشیه قرار گرفته‌اند، بی‌نام و بی‌رد ناپدید شوند.

منبع: بررسی تحریریه ۱۰۰۱NOMADS بر پایه اعلام رسمی برنامه مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد و منابع عمومی درباره فعالیت‌های هنری و پژوهشی سیما بینا