رفتن به محتوای اصلی

«اول خانم‌ها»؛ وقتی مردسالاری در آینه‌ای وارونه دیده می‌شود

کمدی «اول خانم‌ها» مردی برخوردار از قدرت، ثروت و امتیازهای جنسیتی را به جهانی می‌فرستد که در آن زنان فرمان می‌رانند و مردان با تحقیر، آزار، حذف حرفه‌ای و فشارهای ظاهری روبه‌رو هستند. فیلم با این وارونگی، بخشی از تبعیض‌های عادی‌شده علیه زنان را آشکار می‌کند؛ اما در تصور جهانی فراتر از منطق سلطه، چندان پیش نمی‌رود.

«اول خانم‌ها» یا Ladies First، کمدی انگلیسی‌زبان محصول ۲۰۲۶ به کارگردانی تیا شاروک، داستان دیمین ساکس، مدیر ارشد یک آژانس تبلیغاتی در لندن را روایت می‌کند. دیمین، با بازی ساشا بارون کوهن، مردی ثروتمند، متکبر و زن‌ستیز است که موفقیت خود را تنها نتیجه استعداد و شایستگی شخصی می‌داند و امتیازهایی را که ساختار مردسالار در اختیارش گذاشته، نمی‌بیند.

او در آستانه رسیدن به مقام مدیرعاملی است و زنان اطراف خود را جدی نمی‌گیرد. الکس فاکس، با بازی رزمند پایک، کارمندی باسابقه و توانمند است، اما دیمین حضور او را بیش از آنکه نتیجه قابلیت حرفه‌ای‌اش بداند، ابزاری برای نمایش ظاهری تنوع جنسیتی در شرکت تلقی می‌کند.

پس از برخورد دیمین با یک تیر چراغ‌برق، او در جهانی موازی به هوش می‌آید؛ جهانی که در آن زنان موقعیت‌های برتر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را در اختیار دارند و مردان در جایگاه فرودست قرار گرفته‌اند. الکس دیگر کارمندی نیست که توانایی‌هایش نادیده گرفته شود. او زنی قدرتمند و مدعی مدیریت شرکت است و همان رفتاری را با دیمین دارد که دیمین پیش از این با زنان داشت.

این فیلم که از ۲۲ مه ۲۰۲۶ در نتفلیکس عرضه شده، بازسازی انگلیسی‌زبان فیلم فرانسوی Je ne suis pas un homme facile، ساخته النور پوریات در سال ۲۰۱۸ است. نسخه فرانسوی نیز از فیلم کوتاه Majorité Opprimée یا «اکثریت تحت ستم» سرچشمه گرفته بود؛ اثری که ایده وارونه‌کردن نقش‌های جنسیتی را با لحنی تلخ‌تر و سیاسی‌تر به تصویر می‌کشید.

امتیازهایی که نامرئی مانده‌اند

مهم‌ترین دستاورد «اول خانم‌ها» آن است که امتیازهای مردانه را از حالت نامرئی خارج می‌کند. این امتیازها برای دیمین چنان عادی‌اند که پیش از ازدست‌دادنشان حتی وجود آن‌ها را تشخیص نمی‌دهد.

در جهان نخست، قاطعیت دیمین نشانه توانایی مدیریتی اوست. روابط جنسی متعدد به اعتبارش لطمه نمی‌زند، ظاهرش معیار صلاحیت حرفه‌ای او نیست و کسی موفقیتش را نتیجه جذابیت ظاهری یا رابطه با مدیران نمی‌داند. او می‌تواند در جلسات سخن دیگران را قطع کند، فضای بیشتری اشغال کند و بدون نگرانی از داوری جنسیتی، خواسته‌های خود را مطرح کند.

اما در جهان وارونه، توانایی حرفه‌ای به‌تنهایی برای پیشرفت او کافی نیست. دیمین درمی‌یابد که برای دیده‌شدن باید جذاب باشد، بدنش را مطابق انتظار زنان تغییر دهد، لباس‌های خاص بپوشد و در برابر شوخی‌ها و نگاه‌های جنسی سکوت کند. اعتراض او نیز نه به‌عنوان دفاع از حق، بلکه نشانه حساسیت بیش از اندازه و ناتوانی در سازگاری با محیط کار تلقی می‌شود.

فیلم در این بخش از شگرد «بیگانه‌سازی» استفاده می‌کند: رفتاری که هنگام اعمال علیه زنان عادی یا کم‌اهمیت به نظر می‌رسد، وقتی متوجه یک مرد می‌شود ناگهان آزاردهنده، ناعادلانه و مضحک جلوه می‌کند.

قطع‌کردن سخن دیگری در جلسه، نسبت‌دادن موفقیت به ظاهر، استخدام نمایشی زنان، کوچک‌شمردن آزار جنسی و توصیه به قربانی برای «آرام‌تر» یا «جذاب‌تر» رفتارکردن، دیگر مجموعه‌ای از اتفاق‌های پراکنده نیستند؛ اجزای نظامی‌اند که اعتبار و امکان پیشرفت افراد را بر اساس جنسیت توزیع می‌کند.

بدن مرد در جایگاه ابژه

یکی دیگر از محورهای فیلم، وارونه‌کردن «نگاه خیره مردانه» است؛ مفهومی که لورا مالوی، نظریه‌پرداز فمینیست سینما، برای توضیح شیوه تبدیل زنان به موضوع تماشا و لذت بصری در سینمای کلاسیک به کار برد.

در جهان «اول خانم‌ها»، بدن مردان ارزیابی، مصرف و قضاوت می‌شود. دیمین ورزش می‌کند، تن به اصلاح و مراقبت‌های دردناک زیبایی می‌دهد و درمی‌یابد که ظاهرش می‌تواند پیش از تجربه، تخصص یا اندیشه‌اش مورد توجه قرار گیرد.

فروشگاه «Victoria’s Secret» به «Victor’s Secret» تبدیل می‌شود و تبلیغات، لباس‌ها و زبان روزمره، مردان را هدف همان فشارهایی قرار می‌دهند که در جهان واقعی بیشتر متوجه زنان است. فیلم از این طریق نشان می‌دهد الزام به جوان، لاغر، بی‌مو و جذاب‌بودن فقط مسئله‌ای مربوط به سلیقه شخصی نیست؛ این معیارها می‌توانند بر فرصت‌های شغلی، روابط اجتماعی و حتی حق شنیده‌شدن اثر بگذارند.

بااین‌حال، وارونگی نگاه جنسیتی یک تناقض مهم نیز ایجاد می‌کند. حتی در جهانی که ظاهراً زنان بر آن حکومت می‌کنند، شخصیت اصلی و مرکز آگاهی روایت همچنان یک مرد است. مخاطب قرار نیست نابرابری را مستقیماً از تجربه زنان بشناسد؛ باید نخست همان نابرابری را بر بدن دیمین ببیند تا به غیرانسانی‌بودن آن پی ببرد.

در نتیجه، تجربه زنان به ابزاری برای آموزش و تحول اخلاقی یک مرد تبدیل می‌شود. این همان محدودیتی است که بسیاری از روایت‌های ظاهراً فمینیستی با آن روبه‌رو هستند: زنان حضور دارند، اما داستان در نهایت درباره آگاهی، رنج و رستگاری مردان است.

زن‌سالاری یا مردسالاری با بازیگران زن؟

اساسی‌ترین ضعف نظری فیلم به تصویری مربوط است که از جامعه‌ای تحت سلطه زنان ارائه می‌کند. زنان قدرتمند «اول خانم‌ها» ساختار متفاوتی برای اداره جامعه نساخته‌اند؛ آنان همان رفتارهایی را تکرار می‌کنند که فیلم به مردان قدرتمند نسبت می‌دهد: تحقیر زیردستان، تصاحب فضای عمومی، آزار جنسی، روابط عاطفی یک‌طرفه و بی‌اعتنایی به کار مراقبتی.

قدرت زنان در فیلم با نشانه‌های کلیشه‌ای مردانگی تعریف می‌شود. آنان برای قدرتمندبودن باید خشن، بی‌اعتنا، متکبر و از نظر جنسی سلطه‌گر باشند. در مقابل، مردان فرودست با مراقبت از کودکان، توجه به ظاهر، بیان احساسات و انجام کارهای خانه معرفی می‌شوند؛ ویژگی‌هایی که فرهنگ سنتی آن‌ها را «زنانه» نامیده است.

بنابراین، فیلم بیش از آنکه کلیشه‌های جنسیتی را از میان ببرد، جای صاحبان آن‌ها را عوض می‌کند. قدرت، خشونت و مدیریت همچنان مردانه تصور می‌شوند و مراقبت، زیبایی و آسیب‌پذیری زنانه باقی می‌مانند؛ فقط زنان و مردان جای یکدیگر می‌نشینند.

این تصویر را نمی‌توان با یک جهان فمینیستی برابر دانست. فمینیسم به معنای قراردادن زنان در جایگاه مردان و ادامه همان مناسبات سلطه نیست. مسئله اصلی، تغییر جنسیت حاکمان نیست؛ بلکه برچیدن ساختاری است که قدرت را با تحقیر، حذف، آزار و فرمان‌برداری پیوند می‌دهد.

«اول خانم‌ها» در واقع جامعه زن‌سالار را تصور نمی‌کند؛ مردسالاری را با چهره‌ای تازه بازسازی می‌کند تا رفتارهای آن را در آینه‌ای وارونه به نمایش بگذارد.

تقلیل مردسالاری به رفتار چند فرد

فیلم نمونه‌های شناخته‌شده‌ای از تبعیض جنسیتی را کنار یکدیگر قرار می‌دهد: آزار خیابانی، نگاه جنسی در محیط کار، شکاف قدرت، استخدام نمایشی زنان، فشارهای زیبایی و بی‌اعتبارسازی شکایت قربانی. این نمایش برای مخاطبی که تاکنون درباره امتیازهای جنسیتی نیندیشیده، می‌تواند روشن‌کننده باشد.

اما مردسالاری فقط حاصل رفتار چند مرد متکبر یا زن‌ستیز نیست. این نظام در قوانین، مناسبات اقتصادی، تقسیم کار خانگی، کنترل بدن و تولیدمثل، دسترسی نابرابر به منابع و توزیع قدرت سیاسی ریشه دارد. «اول خانم‌ها» کمتر به این سازوکارها می‌پردازد و تبعیض را عمدتاً به مجموعه‌ای از رفتارهای نادرست فردی تقلیل می‌دهد.

راه‌حل فیلم نیز بیش از آنکه تغییر ساختار باشد، بر اصلاح رفتار دیمین متمرکز است. گویی اگر مردان قدرتمند اندکی همدل‌تر شوند و زنان را جدی‌تر بگیرند، مسئله حل خواهد شد. این نگاه، مسئولیت فردی را برجسته می‌کند، اما از توضیح اینکه نابرابری چگونه از طریق نهادها و قواعد اجتماعی بازتولید می‌شود، بازمی‌ماند.

فیلم همچنین در چارچوبی عمدتاً دوجنسیتی، دگرجنس‌گرا و متعلق به طبقه مرفه شرکتی حرکت می‌کند. زنان در آن گروهی تقریباً یکدست‌اند و تفاوت‌هایی چون طبقه اجتماعی، نژاد، مهاجرت، معلولیت یا گرایش جنسی تأثیر چندانی بر تجربه شخصیت‌ها ندارد. حضور کوتاه یک شخصیت نان‌باینری نیز به‌جای برخورداری از صدا و عاملیت مستقل، بیشتر نشانه‌ای برای نمایش ظاهری تنوع است.

فاصله‌گرفتن از خشم نسخه فرانسوی

ایده اصلی فیلم نخست در «اکثریت تحت ستم»، فیلم کوتاه النور پوریات، مطرح شد. در آن اثر، مردی خانه‌دار پس از آزار جنسی با تردید پلیس و سرزنش همسرش مواجه می‌شد؛ همان واکنشی که بسیاری از زنان پس از روایت خشونت تجربه می‌کنند. لحن فیلم کوتاه صریح، تلخ و ناراحت‌کننده بود و خشونت جنسیتی را به شوخی تقلیل نمی‌داد.

نسخه بلند فرانسوی در سال ۲۰۱۸ این ایده را به کمدی عاشقانه نزدیک کرد و بازسازی ۲۰۲۶ یک گام دیگر به سوی سرگرمی تجاری برداشت. روایت اکنون بیشتر در فضای شرکت تبلیغاتی و رقابت دیمین و الکس جریان دارد و بخش مهمی از نقد جنسیتی فیلم در شوخی با نام فروشگاه‌ها، پوشاک مردانه و تغییرات ظاهری خلاصه می‌شود.

این تغییر، فیلم را برای مخاطبان گسترده‌تر و تماشای عمومی مناسب‌تر کرده، اما از خشم و صراحت سیاسی ایده اولیه کاسته است. آنچه در نسخه کوتاه تجربه‌ای ترسناک از خشونت و بی‌اعتبارسازی قربانی بود، در «اول خانم‌ها» اغلب به بخشی از مسیر کمیک و تحول شخصیتی دیمین تبدیل می‌شود.

چرا فیلم با وجود ضعف‌هایش اهمیت دارد؟

واکنش منتقدان و مخاطبان به «اول خانم‌ها» یکسان نبوده است. در زمان انتشار این یادداشت، فیلم در راتن تومیتوز تنها ۲۶ درصد رضایت منتقدان، اما ۶۴ درصد رضایت مخاطبان را به دست آورده است. بسیاری از منتقدان، جهان فیلم را کلیشه‌ای، قدیمی و بیش از اندازه ساده دانسته‌اند؛ در مقابل، شماری از تماشاگران زن گفته‌اند بازنمایی تجربه‌های روزمره‌شان، حتی در قالب یک کمدی اغراق‌آمیز، به آنان احساس دیده‌شدن داده است.

این تفاوت واکنش‌ها را نباید نادیده گرفت. «اول خانم‌ها» تحلیل پیچیده‌ای از مردسالاری ارائه نمی‌دهد، اما می‌تواند برای مخاطبی که تاکنون با مفاهیمی چون امتیاز، تبعیض پنهان، آزار یا نگاه جنسیتی روبه‌رو نشده، نقطه شروعی قابل‌فهم باشد.

سادگی فیلم هم‌زمان نقطه قوت و ضعف آن است. همان چیزی که اثر را از نظر نظری سطحی می‌کند، پیامش را برای مخاطبان بیشتری قابل‌دسترسی می‌سازد. فیلم ممکن است برخی مردان را وادار کند برای نخستین‌بار رفتارهایی را ببینند که زنان سال‌ها درباره آن سخن گفته‌اند؛ هرچند این پرسش باقی می‌ماند که چرا برای پذیرفتن رنج زنان، باید ابتدا مردی را در جایگاه آنان قرار داد.

«اول خانم‌ها» زمانی موفق است که امر عادی را غریب می‌کند و از مخاطب می‌پرسد: چرا رفتاری که علیه زنان پذیرفته یا کوچک شمرده می‌شود، هنگام اعمال‌شدن علیه مردان ناگهان ناعادلانه و غیرقابل‌تحمل به نظر می‌رسد؟

اما هنگامی که فیلم می‌کوشد جهانی جایگزین تصور کند، در همان منطق قدیمی سلطه گرفتار می‌شود. این اثر تصویری از رهایی ارائه نمی‌دهد؛ آینه‌ای در برابر مردسالاری می‌گذارد. آینه‌ای که برخی واقعیت‌های پنهان را آشکار می‌کند، اما هنوز قادر نیست جامعه‌ای را تصور کند که در آن آزادی یک جنس به فرودستی جنس دیگر وابسته نباشد.

«اول خانم‌ها» را می‌توان به‌عنوان کمدی‌ای قابل‌فهم برای آغاز گفت‌وگو درباره تبعیض جنسیتی تماشا کرد؛ نه به‌عنوان تعریف کامل فمینیسم یا الگویی برای جامعه‌ای برابر.

  • مشخصات فیلم
  • عنوان اصلی: Ladies First
  • عنوان فارسی: «اول خانم‌ها»
  • کارگردان: تیا شاروک
  • بازیگران: ساشا بارون کوهن، رزمند پایک، فیونا شاو، ریچارد ای. گرنت، امیلی مورتیمر و چارلز دنس
  • محصول: ۲۰۲۶
  • مدت: ۹۳ دقیقه
  • پلتفرم پخش: نتفلیکس

تماشای فیلم «Ladies First» در نتفلیکس

تحلیل و تدوین: تحریریه ۱۰۰۱Nomads، بر پایه تماشای فیلم و بررسی منابع فرانسوی و انگلیسی