رفتن به محتوای اصلی

اگر زنی به اتاق هیئت‌مدیره راه پیدا کند، اما زن دیگری با دستمزدی ناچیز خانه او را تمیز کند تا این صعود ممکن شود، آیا برابری تحقق یافته است؟ اگر چند زن از سقف شیشه‌ای عبور کنند، اما زنان فقیر، سیاه‌پوست، مهاجر و حاشیه‌نشین همچنان زیر بار تبعیض بمانند، آیا می‌توان از پیروزی فمینیسم سخن گفت؟

پاسخ بل هوکس در کتاب «فمینیسم برای همه: سیاستی پرشور» روشن است: خیر. آزادی گروه کوچکی از زنان، اگر بر کار ارزان، حذف یا فرودستی زنان دیگر بنا شده باشد، رهایی فمینیستی نیست؛ فقط جای بعضی افراد را در همان ساختار نابرابر تغییر داده است.

این کتاب که نخستین‌بار در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، تلاشی است برای بازگرداندن فمینیسم از کلاس‌های دانشگاهی و محافل تخصصی به زندگی روزمره مردم. ترجمه فارسی کتاب به قلم الهه محمدی و از سوی نشر بیدگل منتشر شده است. نسخه فارسی ۱۴۰ صفحه دارد و عنوان کامل آن «فمینیسم برای همه؛ سیاستی پرشور» است.

شناسنامه کتاب

نام: فمینیسم برای همه؛ سیاستی پرشور
عنوان اصلی: Feminism Is for Everybody: Passionate Politics
نویسنده: بل هوکس
مترجم: الهه محمدی
ناشر فارسی: نشر بیدگل
تعداد صفحات نسخه فارسی: ۱۴۰ صفحه
سال انتشار اثر اصلی: ۲۰۰۰

کتاب کوتاه است، اما موضوعاتش کوچک نیستند: جنسیت، نژاد، طبقه، کار، بدن، خشونت، مردانگی، خانواده، آموزش، عشق و آینده جنبش فمینیستی.

بل هوکس که بود؟

نام اصلی بل هوکس، گلوریا جین واتکینز بود. او سال ۱۹۵۲ در ایالت کنتاکی آمریکا، در خانواده‌ای کارگری و در جامعه‌ای متولد شد که هنوز عمیقاً تحت تأثیر جداسازی نژادی قرار داشت. او نام قلمی bell hooks را از نام مادربزرگِ مادریِ بزرگش، بل بلر هوکس، گرفت و اصرار داشت این نام در زبان انگلیسی با حروف کوچک نوشته شود. هدفش این بود که توجه خواننده بیش از شخصیت نویسنده، متوجه اندیشه‌ها و پیام متن شود. اطلاعات مربوط به زندگی و انتخاب نام بل هوکس در آرشیو کالج بریا ثبت شده است.

هوکس در ۱۹سالگی، زمانی که دانشجوی دانشگاه استنفورد بود، نگارش نخستین کتاب مهمش، «مگر من زن نیستم؟ زنان سیاه و فمینیسم»، را آغاز کرد. او در بیش از ۳۰ کتاب درباره نژاد، جنسیت، طبقه، آموزش، مردانگی، رسانه، عشق و فرهنگ مسلط نوشت.

تجربه زیسته هوکس به او نشان داده بود که نمی‌توان از «زن» به‌عنوان یک گروه یکدست حرف زد. زن سفیدپوست ثروتمند، زن سیاه‌پوست طبقه کارگر، زن مهاجر و زن فقیری که در حاشیه شهر زندگی می‌کند، با موانع یکسانی مواجه نیستند. جنسیت یکی از عوامل شکل‌دهنده زندگی آنان است، اما تنها عامل نیست.

فمینیسم دقیقاً چیست؟

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت کتاب، تعریف روشن و کوتاه آن از فمینیسم است: «فمینیسم جنبشی برای پایان‌دادن به جنسیت‌زدگی، استثمار جنسیتی و ستم است.»

در این تعریف، فمینیسم جنگ زنان علیه مردان نیست. حتی صرفاً جنبشی برای برابرکردن جایگاه زنان و مردان در ساختار موجود نیز محسوب نمی‌شود. مسئله اصلی، پایان‌دادن به تفکر و رفتاری است که انسان‌ها را به دلیل جنسیتشان فرودست، محدود یا قابل استثمار می‌کند.

این تغییر در تعریف، جهت بحث را عوض می‌کند. اگر مسئله «مردان» باشند، راه‌حل کنارزدن مردان خواهد بود؛ اما اگر مسئله جنسیت‌زدگی و پدرسالاری باشد، باید سراغ ساختارها، قوانین، تربیت خانوادگی، زبان، رسانه، مناسبات اقتصادی و رفتارهای روزمره رفت.

هوکس تأکید می‌کند که زنان نیز ممکن است باورهای جنسیت‌زده را بازتولید کنند؛ همان‌طور که مردان می‌توانند با مردسالاری مخالفت کنند و در مبارزه فمینیستی مشارکت داشته باشند. بنابراین زن‌بودن، به‌خودی‌خود کسی را فمینیست نمی‌کند و مردبودن نیز به‌تنهایی او را در جایگاه دشمن قرار نمی‌دهد.

«برای همه» یعنی چه؟

عنوان کتاب ممکن است این تصور را ایجاد کند که همه افراد، بدون تغییر نگرش یا رفتارشان، می‌توانند خود را فمینیست بنامند. منظور هوکس چنین نیست. «برای همه» یعنی همه انسان‌ها از پایان‌یافتن نظامی سود می‌برند که زنان را فرودست می‌کند و هم‌زمان مردان را در قالب‌هایی مانند خشونت، سلطه‌گری، سرکوب عاطفی و اجبار به نمایش دائمی قدرت زندانی نگه می‌دارد.

فمینیسم برای همه است، اما عضویت در آن بدون مسئولیت ممکن نیست. فردی نمی‌تواند در محیط کار از برابری جنسیتی سخن بگوید و در خانه تمام کار مراقبتی را بر دوش زنان بگذارد. نمی‌توان از حقوق زنان دفاع کرد، اما نسبت به فقر، نژادپرستی، تبعیض قومی یا استثمار کارگران بی‌تفاوت ماند.

فمینیسم در نگاه هوکس، یک برچسب هویتی یا انتخاب شخصی در سبک زندگی نیست؛ تعهدی سیاسی و اخلاقی برای تغییر مناسبات سلطه است.

زنانی که از روایت فمینیسم حذف شدند

یکی از صریح‌ترین بخش‌های کتاب، نقد هوکس به فمینیسم جریان اصلی در آمریکا است؛ جریانی که برای سال‌ها تجربه زنان سفیدپوست، تحصیل‌کرده و طبقه متوسط را تجربه عمومی «همه زنان» معرفی می‌کرد.

مطالبه ورود زنان به دانشگاه، بازار کار یا مقام‌های مدیریتی ضروری بود، اما هوکس می‌پرسد: کدام زنان؟

بسیاری از زنان فقیر و سیاه‌پوست از مدت‌ها قبل بیرون از خانه کار می‌کردند؛ نه برای رسیدن به استقلال حرفه‌ای، بلکه برای زنده‌ماندن. ورود یک زن ثروتمند به مدیریت یک شرکت، الزاماً زندگی زنی را که با دستمزدی ناچیز در همان شرکت کار می‌کند تغییر نمی‌دهد.

هوکس با این نگاه، روایتی را به چالش می‌کشد که موفقیت چند زن برخوردار را نشانه پیشرفت همه زنان معرفی می‌کند. یک نقد دانشگاهی بر کتاب نیز نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین وجوه اثر، همین نقدِ تقسیم زنان بر اساس قدرت طبقاتی و نژادی و جذب‌شدن بخشی از فمینیسم در منطق سرمایه‌داری است.

پیوند جنسیت با نژاد و طبقه

در اندیشه بل هوکس، ستم‌های اجتماعی در اتاق‌های جداگانه اتفاق نمی‌افتند. نژادپرستی، جنسیت‌زدگی و استثمار طبقاتی یکدیگر را تقویت می‌کنند. یک زن ممکن است هم‌زمان به دلیل زن‌بودن، رنگ پوست، فقر، مهاجربودن یا موقعیت جغرافیایی‌اش با تبعیض مواجه شود. نمی‌توان یکی از این عوامل را جدا کرد و انتظار داشت با حل آن، تمام مسئله برطرف شود.

برای مثال، حق اشتغال زمانی به آزادی واقعی منتهی می‌شود که دستمزد کافی، امنیت شغلی، خدمات مراقبت از کودک و تقسیم عادلانه کار خانگی نیز وجود داشته باشد. اگر زنی بیرون از خانه کار کند اما همچنان به‌تنهایی مسئول خانه، فرزندان و مراقبت از اعضای خانواده باشد، اشتغال ممکن است به‌جای رهایی، به دو برابرشدن بار کار او بینجامد.

به همین دلیل، هوکس میان استقلال اقتصادی و صرفاً داشتن شغل تفاوت می‌گذارد. درآمدی که برای تأمین نیازهای اولیه کافی نیست و کاری که همراه با استثمار و ناامنی است، لزوماً آزادی ایجاد نمی‌کند.

نقد فمینیسم مصرفی و شرکتی

سرمایه‌داری می‌تواند زبان جنبش‌های اعتراضی را بگیرد و آن را به محصول تبدیل کند. شعارهای برابری روی لباس‌ها، تبلیغات تجاری و محصولات آرایشی ظاهر می‌شوند، درحالی‌که شرایط کار زنانی که همان محصولات را تولید کرده‌اند تغییری نمی‌کند.

در چنین فضایی، فمینیسم به «توانمندسازی فردی» تقلیل پیدا می‌کند: بیشتر خرید کن، به مقام بالاتری برس، اعتمادبه‌نفس داشته باش و در رقابت پیروز شو.

اما هوکس می‌پرسد پیروزی بر چه کسی و با چه هزینه‌ای؟

اگر موفقیت یک زن به استخدام زنان فقیرتر با دستمزد اندک، مصرف بی‌پایان و پذیرش همان ارزش‌های سلطه‌گرانه وابسته باشد، تنها جنسیت فرد صاحب قدرت تغییر کرده است؛ منطق قدرت همچنان پابرجاست. فمینیسم مورد نظر هوکس نمی‌خواهد زنان فقط سهم بیشتری از جهان نابرابر موجود به دست آورند. می‌خواهد خود آن جهان را تغییر دهد.

مردان نیز باید پدرسالاری را ترک کنند

هوکس با صراحت با مردستیزی مخالفت می‌کند. مخالفت او به معنای نادیده‌گرفتن خشونت مردان یا قدرت تاریخی آنان نیست؛ بلکه بر این واقعیت تأکید دارد که بدون مشارکت مردان، تغییر پایدار ممکن نخواهد بود. پدرسالاری به مردان امتیاز می‌دهد، اما هم‌زمان آنان را آموزش می‌دهد که احساسات خود را سرکوب کنند، آسیب‌پذیری را ضعف بدانند و ارزششان را با پول، کنترل و قدرت بسنجند.

فمینیسم می‌تواند مردان را نیز از این نقش‌های محدودکننده آزاد کند؛ مشروط بر آنکه آنان مسئولیت امتیازها و رفتارهای خود را بپذیرند. همراهی مردان با فمینیسم نباید به اشغال دوباره مرکز گفت‌وگو منجر شود. وظیفه آنان شنیدن، یادگرفتن، پاسخ‌گو‌بودن و تغییرکردن است.

سیاست از خانه آغاز می‌شود

«فمینیسم برای همه» سیاست را فقط در پارلمان، دادگاه یا خیابان جست‌وجو نمی‌کند. خانه، مدرسه، رابطه عاشقانه و شیوه تربیت کودکان نیز میدان سیاست‌اند.

چه کسی غذا می‌پزد؟ چه کسی مسئول مراقبت از سالمند خانواده است؟ درآمد در خانه چگونه توزیع می‌شود؟ به پسران درباره گریه‌کردن چه می‌گوییم؟ آیا دختران حق دارند خشم خود را بیان کنند؟ چه کسی درباره بدن و بارداری زنان تصمیم می‌گیرد؟

هوکس نشان می‌دهد پدرسالاری از طریق همین رفتارهای ظاهراً عادی بازتولید می‌شود. اگر کودکان یاد بگیرند قدرت به معنای کنترل دیگری است، سلطه را به نسل بعد منتقل خواهند کرد؛ حتی اگر در سخن از برابری دفاع کنند. از همین رو، آگاهی فمینیستی باید وارد آموزش، فرزندپروری، روابط عاطفی و زندگی روزانه شود. نظریه زمانی ارزش دارد که بتواند شیوه زندگی را تغییر دهد. بل هوکس را «نظریه‌پرداز عشق انقلابی» نیز نامیده‌اند. در نگاه او، عشق صرفاً احساس رمانتیک یا دلبستگی شخصی نیست؛ نوعی کردار مبتنی بر مراقبت، احترام، مسئولیت، شناخت و تعهد است.

فرهنگ سلطه برای بقای خود به ترس، تحقیر و خشونت نیاز دارد. انتخاب عشق، در معنای مورد نظر هوکس، ایستادن در برابر همین ارزش‌هاست. معرفی فارسی او به‌عنوان نظریه‌پرداز عشق انقلابی نیز بر پیوند میان عدالت و اخلاق عشق در آثارش تأکید می‌کند.

این نگاه، فمینیسم هوکس را از سیاستی صرفاً تنبیهی دور می‌کند. هدف فقط مجازات افراد خطاکار نیست؛ باید شرایطی ساخته شود که انسان‌ها بتوانند مسئولانه تغییر کنند، روابط سالم‌تری بسازند و چرخه سلطه را متوقف کنند.

عشق در اینجا جایگزین عدالت نیست. بدون عدالت، آنچه عشق نامیده می‌شود ممکن است فقط دعوت ستمدیده به سکوت و بخشش باشد. عشق و عدالت باید هم‌زمان حضور داشته باشند.

این کتاب برای خواننده ایرانی چه معنایی دارد؟

«فمینیسم برای همه» درباره جامعه آمریکا نوشته شده است. تجربه نژادپرستی در آمریکا را نمی‌توان بدون توجه به تفاوت‌های تاریخی، مستقیماً به ایران یا دیگر جوامع فارسی‌زبان منتقل کرد. بااین‌حال، روش پرسشگری هوکس برای مخاطب ایرانی بسیار آشنا و کاربردی است: وقتی از زنان سخن می‌گوییم، دقیقاً از کدام زنان حرف می‌زنیم؟

آیا تجربه یک زن فارسی‌زبان طبقه متوسط در مرکز یک شهر بزرگ می‌تواند نماینده تجربه زنان کُرد، بلوچ، عرب، ترک، بهائی، مهاجر، روستایی، کارگر، زندانی، دارای معلولیت یا زنان ساکن مناطق محروم باشد؟

اگر روایت فمینیستی نتواند تفاوت‌های طبقاتی، قومی، مذهبی، جغرافیایی و جنسیتی را ببیند، بخشی از همان زنانی را که مدعی دفاع از آنان است، دوباره به حاشیه می‌راند. روش هوکس به ما یادآوری می‌کند که مسئله فقط بازشدن درهای قدرت به روی چند زن نیست. باید پرسید چه کسانی همچنان پشت آن در مانده‌اند و هزینه ورود افراد برخوردار را چه کسانی می‌پردازند.

آیا کتاب پاسخ همه پرسش‌ها را می‌دهد؟

خیر. «فمینیسم برای همه» کتابی مقدماتی است، نه دانشنامه کامل نظریه فمینیستی. فصل‌های کوتاه و زبان ساده، بزرگ‌ترین مزیت و درعین‌حال محدودیت آن‌اند. هوکس موضوعات بسیار پیچیده‌ای مانند سرمایه‌داری، نژاد، خشونت، حقوق باروری، مردانگی و فمینیسم جهانی را در فضایی محدود بررسی می‌کند. خوانندگان آشنا با آثار دیگر او ممکن است بعضی بحث‌ها را بیش از اندازه فشرده یا ساده‌شده بیابند.

کتاب همچنین در سال ۲۰۰۰ نوشته شده است. بحث‌های فمینیستی درباره تجربه افراد ترنس، معلولیت، کار پلتفرمی، نظارت دیجیتال و بحران زیست‌محیطی از آن زمان گسترش یافته‌اند. بنابراین این اثر را باید نقطه شروع دانست، نه آخرین کلمه. ارزش کتاب در این نیست که برای هر مسئله راه‌حلی آماده ارائه کند. ارزش آن در ساختن قطب‌نمایی است که جهت پرسش‌ها را تغییر می‌دهد.

چه کسانی باید این کتاب را بخوانند؟

این کتاب برای کسانی مناسب است که تصور می‌کنند فمینیسم همان دشمنی با مردان است؛ برای مردانی که نمی‌دانند چه نقشی می‌توانند در مبارزه با جنسیت‌زدگی داشته باشند؛ برای فعالانی که می‌خواهند نسبت میان جنسیت و طبقه را جدی‌تر بررسی کنند؛ و حتی برای خوانندگان حرفه‌ای که گاهی در میان اصطلاحات نظری، تعریف بنیادی فمینیسم را گم کرده‌اند.

«فمینیسم برای همه» کتابی برای آسودگی‌خاطر نیست. خواننده را وادار می‌کند به امتیازها، سکوت‌ها و شیوه مشارکت خود در روابط نابرابر نگاه کند. این کتاب به ما نمی‌گوید چون زن هستیم، همیشه در سوی درست تاریخ ایستاده‌ایم. نمی‌گوید چون خود را فمینیست معرفی می‌کنیم، دیگر نیازی به بازنگری رفتارمان نداریم. برعکس، فمینیسم را فرایندی دائمی از یادگیری، نقد خود و عمل جمعی می‌داند.

آزادی‌ای که باید برای همه جا داشته باشد

پیام نهایی بل هوکس ساده اما دشوار است: رهایی را نمی‌توان بر فرودستی دیگران بنا کرد. اگر آزادی زنان ثروتمند بر کار ارزان زنان فقیر استوار باشد، اگر پیشرفت زنان سفیدپوست با حذف زنان رنگین‌پوست همراه شود، اگر برابری فقط در اتاق‌های مدیریت دیده شود و به خانه، کارخانه، زندان و حاشیه شهر نرسد، هنوز با فمینیسم رهایی‌بخش فاصله داریم.

فمینیسم «برای همه» است، نه به این دلیل که همه از پیش فمینیست‌اند؛ بلکه چون همه در جهانی زندگی می‌کنند که جنسیت‌زدگی، خشونت و سلطه بر روابط آن اثر گذاشته است. کتاب بل هوکس دعوتی است برای ساختن جهانی که در آن آزادی امتیاز گروهی کوچک نباشد. جهانی که در آن برای ورود یک زن به اتاق قدرت، زن دیگری مجبور نباشد در سکوت هزینه آن را بپردازد.

پیشنهاد کتاب ۱۰۰۱Nomads