رفتن به محتوای اصلی

سی‌هزار نفر آن سوی ویترین بودند؛ «رها» به هیچ‌کدام دسترسی نداشت. در استودیویی در تهران، رها رژلب را روی لب‌های مدل می‌کشد، کت تازه‌اش را مرتب می‌کند و با تلفن عکس می‌گیرد. همه‌چیز شبیه روز کاری معمولی است، جز یک چیز: عکس‌ها برای فروش امروز نیستند. او آن‌ها را برای روزی نامعلوم ذخیره می‌کند؛ روزی که دوباره بتواند به مشتریانش برسد.

ویترین رها یک صفحه اینستاگرامی با بیش از ۳۰ هزار دنبال‌کننده بود. در ماه‌های خاموشی، صفحه ماند اما بازار ناپدید شد. او ماه‌ها هیچ فروشی نداشت. نه به این دلیل که محصولی برای عرضه نبود؛ راه رسیدن محصول به چشم مشتری قطع شده بود. «چهار ماه قطعی اینترنت، کسب‌وکار من و بسیاری از کسب‌وکارهای آنلاین را کاملاً نابود کرد. این صحنه خلاصه یک فاجعه کم‌صداست: وقتی مغازه در تلفن مشتری قرار دارد، قطع اینترنت فقط کرکره را پایین نمی‌کشد؛ مغازه را از نقشه بازار پاک می‌کند.

خاموشی در سه عدد

شکاف اشتغال تمرکز آسیب طول خاموشی
۱۴٪ زنان در برابر ۶۷٫۲٪ مردان ۸۰٪ شاغلان خانگی زن‌اند ۸۸ روز؛ بیش از ۲٬۰۰۰ ساعت
نرخ مشارکت در نیروی کار ایران در سال ۲۰۲۵ بر پایه اعلام معاون اشتغال وزارت کار موج دومِ خاموشی تقریباً کامل، از ۲۸ فوریه تا ۲۶ مه

داده‌های بازار کار و ترکیب جنسیتی مشاغل خانگی به‌تنهایی میزان خسارت زنان را تعیین نمی‌کنند؛ اما نشان می‌دهند چه کسانی در نقطه‌ای ایستاده بودند که قطع اتصال می‌توانست مستقیم‌تر به حذف درآمد منجر شود. عبارت «بیش از ۲٬۰۰۰ ساعت» نیز بیان ساده‌شده همان دوره ۸۸ روزه است؛ کیفیت اتصال در همه نقاط و تمام ساعات یکسان نبود.

۸۸ روز دقیقاً به کدام خاموشی اشاره دارد؟

روایت این عدد به یک خط زمانی روشن نیاز دارد:

تاریخ آنچه رخ داد
۸ ژانویه ۲۰۲۶ خاموشی سراسری در جریان اعتراضات آغاز شد.
فوریه اتصال به‌تدریج و به‌شکلی شکننده بهبود یافت.
۲۸ فوریه با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، موج دومِ خاموشی تقریباً کامل شروع شد.
۲۶ مه نخستین نشانه‌های بازگشت تدریجی اینترنت بین‌المللی پس از ۸۸ روز دیده شد.
۲۴ ژوئن ترافیک بین‌المللی هنوز به سطح پیش از ۸ ژانویه برنگشته بود.

بنابراین «۸۸ روز» تمام محدودیت‌های سال ۲۰۲۶ را در بر نمی‌گیرد؛ به دوره دوم و پیوسته‌تر خاموشی اشاره دارد. تازه، وصل‌شدن شبکه هم مساوی بازگشت کسب‌وکار نبود. داده‌های پایش شبکه نشان می‌دادند که تا اواخر ژوئن، بازیابی اتصال همچنان جزئی و پایین‌تر از خط پایه پیش از خاموشی بود.

برای یک کارآفرین، این ناپایداری از قطع کامل هم فرساینده‌تر است. نمی‌داند سفارش بگیرد یا نه، موعد تحویل بدهد یا نه، تبلیغ بخرد یا نه، نیروی خود را نگه دارد یا نه. بحران، از یک خاموشی فنی به تعلیق دائمی تصمیم تبدیل می‌شود.

چرا ضربه برای زنان سنگین‌تر است؟

در بازاری که تنها حدود ۱۴ درصد زنان در نیروی کار مشارکت دارند، کار آنلاین یک امکان جانبی نیست. برای بسیاری، راهی است برای عبور از هزینه اجاره، کمبود فرصت‌های رسمی، محدودیت جابه‌جایی و مسئولیت مراقبت از کودک یا سالمند در خانه.

مشاغل خانگی نقطه تلاقی همین محدودیت‌ها و فرصت‌هاست. معاون اشتغال وزارت کار گفته است حدود ۸۰ درصد شاغلان این حوزه زن‌اند؛ ۸۳ درصدشان دیپلم یا تحصیلات پایین‌تر دارند و عمدتاً از دهک‌های کم‌درآمد وارد این بازار شده‌اند. او قطع اینترنت را مهم‌ترین چالش این مشاغل دانسته است.

این اعداد ثابت نمی‌کنند که زنان در مجموع بیش از هر گروه دیگری زیان دیده‌اند؛ برای چنین نتیجه‌ای داده ملی و جنسیت‌تفکیک‌شده نداریم. اما سه واقعیت را کنار هم می‌گذارند: فرصت رسمی زنان کم است، حضور آنان در کسب‌وکار خانگی بالاست و فروش این کسب‌وکارها به بازار دیجیتال گره خورده است. نتیجه روشن است: در برابر خاموشی، آنان حاشیه امن کمتری داشتند. برای یک شرکت بزرگ، قطعی اینترنت یک ردیف زیان در صورت مالی است. برای زنی که از اتاق خانه‌اش سفارش می‌گیرد، ممکن است تمام صورت‌مسئله زندگی باشد.

سه زن، سه شکل از حذف اقتصادی

۱. رها: سی‌هزار دنبال‌کننده، ماه‌ها بدون فروش

رها محصول و مخاطب داشت، اما کانال میان این دو قطع شد. خسارت او فقط سفارش‌های ازدست‌رفته نبود. هر هفته غیبت، صفحه را از ریتم تولید محتوا و میدان دید مخاطب دورتر کرد. مشتری به فروشنده دیگری رفت و اعتمادِ ساخته‌شده در طول سال‌ها، بدون آنکه تقصیری متوجه صاحب کسب‌وکار باشد، فرسوده شد.

گزارش عمومی، رقم فروش ماهانه، ارزش مواد اولیه مانده در انبار یا بدهی سررسیدشده رها را منتشر نکرده است. این اعداد می‌توانستند تصویر را ملموس‌تر کنند، اما جای خالی داده را نباید با رقم ساختگی پر کرد. آنچه می‌دانیم به‌اندازه کافی تکان‌دهنده است: بیش از ۳۰ هزار دنبال‌کننده و چند ماه بدون حتی یک فروش.

۲. نازنین: دو مسیر درآمدی که هم‌زمان خشک شد

«نازنین»* هم مدل بود و هم مربی تناسب اندام. خاموشی، هم پروژه‌های مدلینگ او را متوقف کرد و هم دوره‌های آنلاینی را که برای شاگردان داخل و خارج از ایران برگزار می‌کرد. یک اختلال، دو منبع درآمد را با هم زد.

به گفته او، برنامه‌های شش‌ماهه و یک‌ساله جایشان را به تلاش برای دوام‌آوردن در همان لحظه دادند. این همان زیانی است که در جدول‌های اقتصادی دیده نمی‌شود: کوچک‌شدن افق آینده. کسی که قرار بود دوره تازه‌ای بسازد، نیرو بگیرد یا بازارش را گسترش دهد، همه برنامه‌ها را کنار می‌گذارد تا فقط از امروز عبور کند.

۳. لیلا: از کارگاه پنج‌نفره تا پیاده‌رو

کارگاه خیاطی «لیلا»* به سه فروشگاه آنلاین محصول می‌رساند. با  از بین رفتن فروش آن فروشگاه‌ها، کارگاه بسته شد و پنج نیروی آن کارشان را از دست دادند. لیلا بعدتر زیورآلات و اکسسوری را در خیابان ولیعصر فروخت. این جابه‌جایی را نباید «انعطاف‌پذیری» نامید و رمانتیک کرد. حرکت از فروش آنلاین به بساط خیابانی، انتقال از بازاری کم‌هزینه و قابل توسعه به کاری فرساینده، ناامن و محدود به چند متر پیاده‌روست. زنی که می‌توانست از خانه به شهر دیگری بفروشد، حالا باید ساعت‌ها در خیابان بایستد و به رهگذران همان نقطه امید ببندد.این عقب‌گرد فناوری نیست؛ عقب‌گرد در استقلال اقتصادی است.

خسارتی که نام ندارد، جبران هم نمی‌شود

برآوردهای کلان یکسان نیستند، چون دامنه یکسانی را اندازه نمی‌گیرند. وزیر ارتباطات با استناد به گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، زیان اقتصاد دیجیتال را روزانه حدود ۱۵ میلیون دلار اعلام کرده است. برآورد دیگری با دامنه گسترده‌تر از ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار زیان مستقیم روزانه سخن می‌گوید؛ عددی که مستقلاً تأیید نشده است. همچنین گفته شده حدود ۱۰ میلیون شغل به اتصال اینترنت وابسته‌اند.

این ارقام را نمی‌توان با هم جمع کرد یا بی‌محابا در ۸۸ ضرب زد. روش، دامنه و شدت اختلال در روزها و نقاط مختلف متفاوت بوده است. اما مهم‌ترین عدد هنوز تولید نشده: سهم زنان از این زیان چقدر بود؟ چند کسب‌وکار خانگی برای همیشه بسته شد؟ چند زن بدهکار ماندند؟ چند نفر از کارآفرینی به بیکاری یا دستفروشی رانده شدند؟

نبود داده جنسیت‌تفکیک‌شده یک نقص فنی در آمار نیست؛ یک تصمیم با پیامد سیاسی و اقتصادی است. خسارتی که اندازه‌گیری نشود، در بودجه جبران هم جایی پیدا نمی‌کند.

هند، میانمار، اتیوپی: خاموشی مرز نمی‌شناسد

ایران نخستین کشوری نیست که هزینه قطع اینترنت را با معیشت شهروندان پرداخته است. تفاوت زمینه‌ها مهم است، اما تجربه سه کشور یک الگوی مشترک را نشان می‌دهد: خاموشی همیشه از ضعیف‌ترین حاشیه امن آغاز به خوردن می‌کند.

کشور تجربه هشداری برای ایران
هند در جامو و کشمیر، اینترنت موبایل نسل چهارم بیش از ۵۰۰ روز عملاً قطع بود. در برنامه تضمین کار روستایی هند، ۵۸٪ مشارکت‌کنندگان زن بودند و ثبت حضور و پرداخت مزد به اینترنت وابسته بود. زنان گزارش کردند که با قطع شبکه، کار، مزد و حتی دسترسی به سهمیه غذایی مختل شد. دیجیتالی‌کردن معیشت بدون مسیر جایگزین آفلاین، خاموشی را از «اختلال ارتباطی» به قطع مزد و غذا تبدیل می‌کند.
میانمار پس از کودتای ۲۰۲۱، شبکه‌های اجتماعی مسدود و خاموشی‌های شبانه سراسری اعمال شد. پژوهشی درباره زنان میانمار هشدار داد که قطع اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، دسترسی به اطلاعات، خدمات و شبکه‌های حمایتی را محدود و خطر خشونت جنسیتی را تشدید می‌کند. اینترنت برای زنان فقط بازار نیست؛ بخشی از زیرساخت ایمنی، سلامت و دسترسی به کمک است.
اتیوپی در کشوری که در زمان انتشار یک بررسی، تنها یک نفر از هر چهار نفر به اینترنت دسترسی داشت، خاموشی‌های مکرر و چندماهه به استارتاپ‌ها و امکان رشد بازار دیجیتال ضربه زد. در یک اکوسیستم نوپا، خاموشی فقط کسب‌وکار موجود را کوچک نمی‌کند؛ مانع تولد کسب‌وکار بعدی می‌شود.

در هند، یک زن کارگر دالیت تجربه‌اش را چنین خلاصه کرد:

«اینترنت که قطع می‌شود، کار و مزد ندارم و حتی سهمیه غذایی‌ام را نمی‌گیرم.»

گزارش مبتنی بر بیش از ۷۰ مصاحبه در هند نشان می‌دهد مسئله فقط تعداد روزهای قطعی نیست؛ مهم این است که چه حقوق و خدماتی پشت آن اتصال قرار گرفته‌اند. در ایران، برای بسیاری از زنان، همان اتصال حامل مشتری، درآمد، آموزش و امکان ماندن در بازار کار است.

«اینترنت ویژه» پاسخ نابرابری نیست

در میانه خاموشی، دسترسی محدودتر برای برخی مشاغل با عنوان «اینترنت پرو» مطرح شد. قرار بود راهی موقت برای حفظ فعالیت اقتصادی باشد؛ اما دسترسی گزینشی معمولاً کسانی را عقب می‌گذارد که کمتر رسمی، کمتر سازمان‌یافته و کم‌صداترند.

فروشنده خانگی شاید شرکت ثبت‌شده، واحد فناوری اطلاعات یا مسیر اداری برای اثبات «ضرورت دسترسی» نداشته باشد. دارایی‌اش ممکن است فقط یک صفحه، یک شماره تماس و سال‌ها اعتماد مشتری باشد. اگر اینترنت بر اساس عنوان شغلی و توان عبور از فرایند اداری توزیع شود، نابرابری موجود را حل نمی‌کند؛ آن را وارد معماری شبکه می‌کند.

اینترنت پایدار برای کسب‌وکار همان نقشی را دارد که برق برای کارگاه دارد. نمی‌توان برق را فقط به کارخانه‌های بزرگ داد و از تولیدکننده خانگی خواست با شمع رقابت کند.

چه باید کرد؟ چهار اقدام قابل اجرا

۱. خسارت زنان را جداگانه و علنی اندازه‌گیری کنید

وزارت کار، مرکز آمار و معاونت امور زنان باید یک سامانه ثبت خسارت با تفکیک جنسیت، استان، دهک درآمدی، نوع شغل و رسمی یا غیررسمی‌بودن کسب‌وکار ایجاد کنند. فروشندگان شبکه‌های اجتماعی، فریلنسرها، مدرسان آنلاین و تولیدکنندگان خانگی نباید به‌دلیل نداشتن شرکت ثبت‌شده از آمار حذف شوند. گزارش تجمیعی باید عمومی باشد، بدون انتشار اطلاعاتی که امنیت افراد را به خطر اندازد.

۲. اعتبار خرد بدون ضامن سنتی به پایین‌ترین دهک‌ها بدهید

برای کسب‌وکار خانگی‌ای که وثیقه ملکی یا ضامن رسمی ندارد، وام معمولی راه‌حل نیست. یک خط اعتباری احیا با تنفس شش تا دوازده‌ماهه می‌تواند اعتبارسنجی را بر سابقه فروش، تراکنش، فاکتور تأمین مواد، عضویت تعاونی یا تأیید نهاد محلی بنا کند. اولویت باید با زنانی باشد که درآمد اصلی خانوارشان از کسب‌وکار قطع‌شده تأمین می‌شد.

۳. بدهی و اشتغال ازدست‌رفته را هم ببینید

سرمایه در گردش به‌تنهایی کافی نیست. تعویق بازپرداخت وام، توقف جریمه دیرکرد، کمک موقت به حفظ نیروی کار و پوشش بخشی از حق بیمه می‌تواند از تبدیل یک اختلال موقت به تعطیلی دائمی جلوگیری کند. کارگاه پنج‌نفره‌ای که بسته شده، فقط یک «صفحه فروش» ازدست‌رفته نیست؛ شش مسیر درآمدی آسیب دیده است.

۴. دسترسی پایدار را زیرساخت عمومی تضمین کنید

هیچ بسته حمایتی جای اینترنت پایدار، عمومی و قابل پیش‌بینی را نمی‌گیرد. هر تصمیم محدودکننده باید مبنای قانونی، دامنه، مدت، ضرورت و ارزیابی اثر اقتصادی منتشرشده داشته باشد. تجربه هند نیز نشان می‌دهد خدمات حیاتی باید مسیر جایگزین آفلاین داشته باشند. اینترنت طبقاتی و دسترسی ویژه، جای تضمین دسترسی همگانی را نمی‌گیرد.

اتصال برگشته؛ آیا آینده هم برمی‌گردد؟

علامت آنتن می‌تواند در چند ثانیه ظاهر شود. بازسازی بازار ماه‌ها یا سال‌ها طول می‌کشد. مشتری منتظر نمی‌ماند. الگوریتم صفحه غایب را فراموش می‌کند. نیروی ماهر به کار دیگری می‌رود. مواد اولیه ارزش خود را از دست می‌دهد و بدهی، حتی وقتی شبکه خاموش است، سررسید می‌شود. اینترنت دکمه «بازگردانی کسب‌وکار» ندارد.

خطر بزرگ‌تر اما در کسب‌وکارهایی است که هنوز به دنیا نیامده‌اند. دختر جوانی که این تجربه را دیده، پیش از خرید نخستین ابزار، ساخت نخستین صفحه یا گرفتن نخستین سفارش از خود می‌پرسد: اگر فردا همه‌چیز دوباره قطع شود چه؟ همین تردید می‌تواند سرمایه‌گذاری، یادگیری و کارآفرینی را پیش از شروع متوقف کند.

آنچه زنان در بازار آنلاین ساخته بودند، فقط درآمد نبود. نخستین پولی بود که بی‌واسطه به دست می‌آوردند؛ نخستین مشتری‌ای بود که خارج از محله پیدا می‌کردند؛ و نخستین جایی بود که نام و مهارتشان بدون اجاره مغازه دیده می‌شد. این درآمد، هرقدر کوچک، سهمی از حق انتخاب بود.

اگر دسترسی پایدار به‌عنوان زیرساخت پذیرفته شود، می‌توان بخشی از این سرمایه را دوباره ساخت. اگر خاموشی به ابزار تکرارشونده مدیریت بحران تبدیل شود، خسارت بعدی فقط از دست‌رفتن فروش امروز نیست.

اگر این خاموشی تکرار شود، نسل بعدی زنان کارآفرین حتی فرصت شروع را از دست می‌دهد.