Aller au contenu

«اینترنت پرو» در اوج خاموشی ۱۴۰۵ به‌عنوان راه نجات کسب‌وکارها معرفی شد؛ اما عضویت صنفی، تأیید سازمانی، احراز هویت و قیمت بالاتر، خطی میان دارندگان دسترسی و دیگر شهروندان کشید. این راهنمای ساده توضیح می‌دهد چه کسانی در فهرست قرار گرفتند، معیارها چه بود، کدام حقوق بنیادین درگیر شد و چرا طرح پس از اعتراض‌ها متوقف شد.

فرض کنید دو فروشنده آنلاین در یک خیابان زندگی می‌کنند. هر دو برای دریافت سفارش، پاسخ‌دادن به مشتری و خرید مواد اولیه به اینترنت بین‌المللی نیاز دارند. یکی شرکت ثبت‌شده و عضو یک نهاد صنفی است؛ دیگری از خانه کار می‌کند و تمام دارایی تجاری‌اش یک صفحه شبکه اجتماعی و شماره تلفن است. در روزهای قطع اینترنت، اولی می‌تواند نام خود و کارکنانش را برای دریافت دسترسی ویژه ثبت کند. دومی ممکن است اصلاً جایی در فهرست نداشته باشد.

این تفاوت، ساده‌ترین تعریف «اینترنت طبقاتی» است: کیفیت و دامنه دسترسی به اینترنت نه برای همه شهروندان، بلکه براساس شغل، عضویت سازمانی، جایگاه یا تأیید یک مرجع تعیین شود.

«اینترنت پرو» نام تجاری یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این الگو در ایران بود. دولت آن را راهکاری موقت برای زنده نگه‌داشتن کسب‌وکارها در شرایط بحرانی می‌دانست؛ منتقدان می‌گفتند همان اینترنتی که باید زیرساخت عمومی باشد، به امتیازی گران و گزینشی تبدیل شده است.

نکته مهم این است که این مقاله درباره طرحی در حال ثبت‌نام نیست. اینترنت پرو پس از بازگشت تدریجی اینترنت بین‌المللی متوقف شد و مقام‌های نظارتی از بازگرداندن مبالغ اضافی خبر دادند. اما سازوکاری که آن را ممکن کرد ــ تقسیم کاربران به گروه‌های مجاز و غیرمجاز ــ همچنان برای بحث درباره آینده اینترنت ایران مهم است.

 اینترنت طبقاتی و اینترنت پرو چه فرقی دارند؟

«اینترنت طبقاتی» نام یک سیاست یا الگوی دسترسی است، نه لزوماً نام یک بسته مشخص. در این الگو، همه کاربران مسیر یکسانی به اینترنت جهانی ندارند. یک گروه ممکن است فقط به شبکه داخلی برسد؛ گروهی دیگر به چند سرویس خارجی مرتبط با کار خود؛ و گروهی محدودتر به بخش بزرگ‌تری از اینترنت بین‌المللی.

«اینترنت پرو» محصولی بود که این تفاوت را در دوره خاموشی ۱۴۰۵ اجرایی کرد. سخنگوی دولت گفت شورای عالی امنیت ملی آن را برای حفظ فعالیت کسب‌وکارها در بحران تصویب کرده است. وزیر ارتباطات نیز بعدتر گفت مصوبه اصلی برای این بود که اینترنت کسب‌وکارها در شرایط امنیتی و بحرانی قطع نشود و این دسترسی بعداً «اینترنت پرو» نام گرفت.

بنابراین پرو را نباید با یک بسته معمولی پرحجم یا اینترنت کاملاً آزاد یکی دانست. ویژگی اصلی آن حجم نبود؛ مجوز دسترسی متفاوت بود. حتی میان دریافت‌کنندگان هم تجربه یکسان گزارش نشد: بعضی کاربران به مجموعه محدودتری از سایت‌ها و پیام‌رسان‌ها دسترسی داشتند و بعضی دیگر دامنه بازتری را تجربه کردند. فهرست عمومی و جامعی که دقیقاً نشان دهد هر گروه به کدام سرویس‌ها دسترسی داشت، منتشر نشد.

چرا اینترنت پرو به وجود آمد؟

پس از قطع گسترده اینترنت از ۸ ژانویه ۲۰۲۶ و موج دوم خاموشی تقریباً کامل از ۲۸ فوریه، کسب‌وکارهایی که به سرویس‌های خارجی، پیام‌رسان‌ها، تبلیغات آنلاین یا ارتباط با مشتریان خارج از کشور وابسته بودند عملاً از بازار جدا شدند. در ۲۸ آوریل، رویترز گزارش داد که بیشتر مردم بیش از ۶۰ روز به وب جهانی دسترسی نداشتند و طرح پرو به‌عنوان پاسخ موقت به زیان اقتصادی معرفی شد.

منطق مدافعان طرح قابل فهم بود: اگر به دلایل امنیتی قرار است دسترسی عمومی محدود بماند، دست‌کم کارخانه، صادرکننده، شرکت فناوری و فروشگاه آنلاین نباید کاملاً از کار بیفتند. رگولاتوری نیز در اطلاعیه رسمی، هدف سرویس را «تضمین پایداری ارتباطات» کسب‌وکارها توصیف کرد.

اما همین پاسخ یک پرسش بنیادی ساخت: چه نهادی تصمیم می‌گیرد کدام کار واقعاً به اینترنت نیاز دارد؟

اینترنت پرو به چه کسانی می‌رسید؟

پاسخ دقیق‌تر از یک فهرست ساده است. اسناد و اطلاعیه‌های علنی نشان می‌دهند چند مسیر موازی وجود داشت و جامعه هدف در اجرا از «فقط کسب‌وکارها» فراتر رفت.

شرکت‌های ثبت‌شده و اعضای نهادهای صنفی

روشن‌ترین مسیر از سازمان‌های صنفی می‌گذشت. برای نمونه، راهنمای منتشرشده درباره مسیر سازمان نظام صنفی رایانه‌ای می‌گفت شرکت باید عضو این سازمان باشد؛ درخواست برای شماره موبایل فرد یا IP ثابت سازمانی ثبت می‌شد، سازمان اطلاعات را بررسی می‌کرد و فهرست تأییدشده را برای فعال‌سازی به اپراتور می‌فرستاد. برای هر کد ملی تنها یک موبایل پرو در نظر گرفته شده بود و شماره باید به نام همان فرد و در سامانه «شاهکار» قابل احراز می‌بود.

این مسیر عمدتاً به شرکت‌های فناوری، استارتاپ‌ها، کسب‌وکارهای تجارت الکترونیکی و کارکنانی می‌رسید که شرکت نامشان را معرفی می‌کرد. واحدهای تولیدی، صنعتی و بازرگانی «شناسنامه‌دار» نیز در اظهارات مقام‌های مجلس به‌عنوان جامعه هدف معرفی شدند.

دانشگاهیان و گروه‌های حرفه‌ای

دسترسی فقط در قالب شرکت ارائه نشد. اطلاعیه دانشگاه علوم پزشکی تهران نشان می‌دهد برخی اعضای هیئت علمی وزارت علوم و وزارت بهداشت نیز پس از تأیید، پیامک فعال‌سازی دریافت کردند. در گزارش‌های داخلی از وکلا، مدیران شرکت‌ها و اعضای هیئت‌مدیره نیز نام برده شد.

درباره پزشکان، پژوهشگران، خبرنگاران، فریلنسرها و دیگر گروه‌های حرفه‌ای هم گزارش‌هایی منتشر شد؛ اما نبود یک فهرست نهایی و عمومی باعث می‌شود نتوان همه این گروه‌ها را با یک درجه قطعیت «مشمول رسمی» نامید. آنچه قطعی‌تر است، نقش نهادهای واسط ــ دانشگاه، سازمان صنفی، اتاق، اتحادیه یا دستگاه دولتی ــ در معرفی یا تأیید متقاضیان است.

چه کسانی احتمال بیشتری داشتند جا بمانند؟

کسب‌وکار غیررسمی، فروشنده خانگی، فریلنسر بدون عضویت صنفی، کارگر پلتفرمی و کسی که نمی‌توانست وابستگی شغلی‌اش را با شناسه شرکت یا معرفی‌نامه ثابت کند، مسیر روشن‌تری برای ورود نداشت. نیاز واقعی به اینترنت لزوماً کافی نبود؛ نیاز باید در قالب اداری قابل اثبات می‌شد.

در عمل، یک شرکت می‌توانست چند کارمند را معرفی کند، اما فردی که به‌تنهایی کار می‌کرد باید نهادی را پیدا می‌کرد که شغل و ضرورت دسترسی او را تأیید کند. همین تفاوت، مرکز انتقادها بود: معیار قابل مشاهده، رسمی‌بودن و امکان عبور از دروازه اداری بود؛ نه صرفاً شدت نیاز اقتصادی.

معیار دریافت چه بود؟

از کنار هم گذاشتن اطلاعیه‌ها می‌توان چهار شرط عملی را دید. نخست، متقاضی باید در یک گروه مورد تأیید قرار می‌گرفت: شرکت عضو، کسب‌وکار معرفی‌شده یا حرفه‌ای که نهاد مربوط نامش را ارسال کرده باشد. دوم، هویت فرد و مالکیت سیم‌کارت باید احراز می‌شد. سوم، شماره یا IP سازمانی برای بررسی ثبت می‌شد. چهارم، اپراتور پس از دریافت فهرست مجاز، سرویس را فعال می‌کرد.

این چهار مرحله، روند را توضیح می‌دهند؛ اما معیار نهایی پذیرش را نه. در اطلاعات عمومی روشن نبود چه میزان فروش، چند کارمند، کدام نوع فعالیت خارجی یا چه سطحی از خسارت، یک متقاضی را بر دیگری مقدم می‌کند. رگولاتوری فقط اعلام کرد سرویس «صرفاً برای کسب‌وکارها و با مجوز مراجع ذی‌صلاح» است؛ نام همه مراجع، متن کامل مصوبه، تعداد سهمیه‌ها، دلایل رد درخواست و راه اعتراض عمومی نشد.

همین ابهام تفاوت مهمی میان «شرایط ثبت درخواست» و «معیار استحقاق» ایجاد می‌کند. داشتن شرکت و سیم‌کارت به نام خود، شرایط ورود به فرایند بود؛ تضمین دریافت یا توضیح عادلانه‌بودن تصمیم نبود.

هزینه چقدر بود و چه چیزی تحویل می‌داد؟

در اطلاعیه دانشگاه علوم پزشکی تهران، مبلغ اشتراک یک‌ساله همراه با ۵۰ گیگابایت هدیه، یک میلیون و ۹۸۰ هزار تومان به‌علاوه ۱۰ درصد مالیات اعلام شده بود؛ یعنی مجموعاً دو میلیون و ۱۷۸ هزار تومان. گزارش‌های دیگر از قیمت‌های متفاوت برای ترافیک بعدی و حتی بازار غیررسمی چندمیلیونی خبر دادند.

این قیمت‌ها را نباید به همه اپراتورها، همه زمان‌ها و همه کاربران تعمیم داد. مهم‌تر از رقم، تفاوت ساختاری است: کاربر برای اتصال گسترده‌تر باید هم تأیید می‌شد و هم مبلغی جداگانه می‌پرداخت؛ درحالی‌که همان دسترسی برای بخش بزرگی از جامعه وجود نداشت.

گزارش‌ها همچنین نشان می‌دادند پرو مترادف «همه‌چیز باز» نبود. سطح دسترسی ممکن بود براساس حوزه کاری تنظیم شود و برخی سرویس‌ها همچنان بسته یا کند بمانند. پس دقیق‌ترین توصیف این است: اینترنت بین‌المللیِ گسترده‌تر اما کنترل‌شده، با دسترسی و تعرفه‌ای متفاوت از اینترنت عمومی.

از نگاه حقوق بشر، کدام حقوق درگیر است؟

در اسناد حقوق بشری، ماده‌ای با عنوان «حق داشتن حساب اینترنت» وجود ندارد؛ اما اینترنت امروز ابزار اعمال چند حق شناخته‌شده است. مهم‌ترین آن‌ها آزادی بیان و حق جست‌وجو، دریافت و انتشار اطلاعات است. ماده ۱۹ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی این حق را «بدون توجه به مرزها» و از طریق هر رسانه‌ای به رسمیت می‌شناسد. ایران نیز از دولت‌های عضو این میثاق است.

تفسیر عمومی شماره ۳۴ کمیته حقوق بشر سازمان ملل تصریح می‌کند که شیوه‌های اینترنتی انتقال اطلاعات زیر پوشش آزادی بیان قرار دارند و دولت‌ها باید دسترسی افراد به رسانه‌های نو را تسهیل کنند. محدودیت ممکن است برای هدف‌هایی مانند امنیت ملی یا نظم عمومی وضع شود، اما باید هم‌زمان مبنای قانونی روشن داشته باشد، برای یک هدف مجاز ضروری باشد و بیش از اندازه لازم به حقوق مردم آسیب نزند. صرف گفتن «امنیت» این آزمون را کامل نمی‌کند؛ دولت باید رابطه مشخص میان تهدید و محدودیت را نشان دهد.

از این منظر، خاموشی سراسری با یک مسدودسازی محدود و هدفمند تفاوت دارد. گزارش دفتر حقوق بشر سازمان ملل درباره خاموشی‌های اینترنتی می‌گوید قطع شبکه فقط آزادی بیان را مختل نمی‌کند؛ می‌تواند به آموزش، سلامت، کار، تجمع مسالمت‌آمیز و دسترسی به کمک‌های حیاتی نیز آسیب بزند. گزارش همچنین هشدار می‌دهد خاموشی گسترده به‌دلیل دامنه نامحدود اثرش، به‌سختی با معیار ضرورت و تناسب سازگار می‌شود.

در مورد ایران، هیئت حقیقت‌یاب مستقل سازمان ملل در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶ خواستار بازگرداندن فوری اینترنت شد. اهمیت این موضع در زمان‌بندی آن بود: قطع ارتباط هم‌زمان با اعتراضات، امکان اطلاع‌رسانی، مستندسازی نقض‌ها، تماس با خانواده و دسترسی روزنامه‌نگاران و ناظران به اطلاعات را محدود می‌کرد.

آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات

وقتی بیشتر شهروندان نمی‌توانند خبر بگیرند، خبر منتشر کنند یا با رسانه‌ها ارتباط داشته باشند، ماده ۱۹ میثاق مستقیماً درگیر می‌شود. دسترسی پرو برای گروهی محدود، اثر خاموشی بر بقیه جامعه را برطرف نمی‌کند. حتی می‌تواند یک لایه تازه بسازد: بعضی افراد امکان دریافت و انتشار اطلاعات دارند و دیگران از همان امکان محروم‌اند.

حق تجمع، تشکل و مشارکت عمومی

اینترنت ابزار فراخوان، هماهنگی، گزارش‌دادن و مشاهده تجمعات است. محدودیت شبکه در زمان اعتراضات می‌تواند استفاده عملی از حق تجمع مسالمت‌آمیز و مشارکت در امور عمومی را دشوار کند. این به آن معنا نیست که هر اختلال فنی خودبه‌خود نقض این حقوق است؛ اما قطع عمدی و فراگیر در لحظه‌ای که مردم برای بیان جمعی به ارتباط نیاز دارند، باید با سخت‌گیرانه‌ترین آزمون قانونی، ضرورت و تناسب سنجیده شود.

حق کار، آموزش و سلامت

میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حقوقی مانند کار، آموزش و برخورداری از سلامت را به رسمیت می‌شناسد. قطع اینترنت می‌تواند قرارداد، کلاس، نسخه، مشاوره، اطلاعات بهداشتی و درآمد را از دسترس خارج کند. اینترنت پرو برای برخی شرکت‌ها و استادان بخشی از این خسارت را کم می‌کرد؛ اما دسترسی گزینشی می‌توانست همان حقوق را برای فردی با معرفی‌نامه حفظ و برای فردی با نیاز مشابه اما بدون جایگاه رسمی تضعیف کند.

برابری و منع تبعیض

ماده ۲۶ میثاق حقوق مدنی و سیاسی بر برابری در برابر قانون و حمایت برابر تأکید دارد. هر تفاوت رفتاری الزاماً تبعیض ممنوع نیست؛ برای مثال، اولویت‌دادن موقت به بیمارستان در بحران می‌تواند دلیل عینی و معقول داشته باشد. مسئله زمانی حقوق بشری می‌شود که مرزبندی شفاف، ضروری و متناسب نباشد یا گروه‌های مشابه بدون توجیه قابل دفاع رفتار متفاوت ببینند.

در اینترنت پرو، اولویت‌دادن به یک خدمت حیاتی می‌توانست توجیه‌پذیر باشد؛ اما معیارهایی مانند عضویت صنفی، عنوان مدیریتی یا توان پرداخت، به‌تنهایی نشان نمی‌دهند یک نفر نیاز حیاتی‌تری دارد. نبود فهرست عمومی معیارها و راه مؤثر اعتراض نیز امکان سنجش عینی‌بودن تفاوت را کاهش می‌داد.

حریم خصوصی

احراز هویت برای جلوگیری از واگذاری غیرقانونی سیم‌کارت می‌تواند هدف مشروع داشته باشد، اما جمع‌آوری نام، کد ملی، شماره، اطلاعات شغلی و گاه تصویر باید به حد لازم محدود شود. روشن‌بودن هدف جمع‌آوری، مدت نگهداری، نهادهای دارای دسترسی و سازوکار حذف داده‌ها بخشی از تضمین حق حریم خصوصی است. صرف احراز هویت به‌تنهایی اثبات نقض حریم خصوصی نیست؛ نبود شفافیت و نظارت مستقل، خطر استفاده فراتر از هدف اولیه را بالا می‌برد.

چرا منتقدان آن را تبعیض دیجیتال می‌دانند؟

نقد نخست به تبدیل حق به مجوز برمی‌گردد. سخنگوی دولت هم‌زمان گفته بود دسترسی به اینترنت را حق شهروندی می‌داند؛ اما در دوره اجرای پرو، استفاده عملی از این حق به تأیید شغلی و سازمانی وابسته شد. منتقدان می‌گویند اگر ارتباط برای کار، آموزش و دسترسی به اطلاعات ضروری است، اصل دسترسی نباید به عنوان شغلی گره بخورد.

نقد دوم، بازتولید نابرابری اقتصادی است. شرکت ثبت‌شده معمولاً واحد اداری، عضویت صنفی و توان پرداخت دارد. کسب‌وکار کوچک و غیررسمی، که حاشیه امن مالی کمتری دارد، ممکن است هیچ‌کدام را نداشته باشد. در نتیجه طرحی که برای کاهش خسارت ساخته شده بود، می‌توانست دقیقاً آسیب‌پذیرترین فعالان اقتصادی را بیرون بگذارد.

نقد سوم، نابرابری در رقابت است. اگر دو کسب‌وکار محصول مشابه می‌فروشند اما فقط یکی می‌تواند به مشتری، تبلیغات و ابزارهای خارجی برسد، دولت صرفاً یک خدمت فنی توزیع نکرده؛ شرایط بازار را هم به نفع یک طرف تغییر داده است. هر روز دسترسی بیشتر می‌تواند به سفارش، حفظ مشتری و بقای شغلی تبدیل شود.

نقد چهارم، نبود شفافیت و امکان نظارت است. وقتی متن کامل معیارها، فهرست گروه‌ها، سطح دسترسی هر گروه و سازوکار اعتراض منتشر نشود، تشخیص خطا، تبعیض یا رابطه‌محوری دشوار می‌شود. همین ابهام فضا را برای واسطه‌گری و بازار سیاه باز می‌کند. گزارش‌هایی از فروش خارج از ضابطه منتشر شد و رگولاتوری در ۷ اردیبهشت تخلف برخی اپراتورها را محرز دانست.

نقد پنجم به حریم خصوصی و خودسانسوری مربوط است. دسترسی‌ای که به هویت واقعی، شغل و شماره مشخص متصل است، از نظر فنی الزاماً به معنای نظارت بیشتر از اینترنت عادی نیست؛ شواهد علنی کافی برای چنین حکم کلی وجود ندارد. اما کاربران می‌دانند دسترسی‌شان شخصی، قابل لغو و وابسته به مجوز است. همین آگاهی می‌تواند احساس نظارت و فشار برای احتیاط بیشتر در رفتار آنلاین ایجاد کند.

استدلال موافقان چیست؟

نادیده‌گرفتن استدلال موافقان، بحث را ساده‌سازی می‌کند. در یک بحران امنیتی، دولت ممکن است بگوید میان دو گزینه قرار دارد: قطع گسترده برای کاهش تهدیدهای ادعایی، یا بازگذاشتن مسیرهایی کنترل‌شده برای جلوگیری از تعطیلی اقتصاد. از این زاویه، پرو یک راه‌حل دائمی یا مطلوب نبود؛ شیر اضطراری برای شرکت‌هایی بود که بدون سرویس خارجی نمی‌توانستند کار کنند.

مزیت عملی این راه‌حل نیز روشن است. یک صادرکننده برای ایمیل، اسناد حمل و ارتباط با مشتری خارجی نمی‌تواند منتظر پایان نامعلوم بحران بماند. دانشگاه برای پایگاه علمی و شرکت فناوری برای مخزن کد، سرور و خدمات ابری به اتصال نیاز دارد. دسترسی محدود می‌تواند از اخراج نیرو، از دست‌رفتن قرارداد یا توقف خدمت جلوگیری کند.

اما این دفاع تنها زمانی قانع‌کننده‌تر می‌شود که محدودیت واقعاً ضروری و کوتاه باشد، معیارها عمومی و قابل اعتراض باشند، قیمت مانع دسترسی نشود و طرح جایگزین بازگشت اینترنت همگانی نشود. مسئله منتقدان با کمک اضطراری به کسب‌وکار نیست؛ با این است که کمک اضطراری به معماری دائمی امتیاز تبدیل شود.

طرح چرا متوقف شد؟

با بازگشت تدریجی اینترنت بین‌المللی از ۲۶ مه، دلیل اعلام‌شده برای ادامه سرویس اضطراری ضعیف شد. مقام‌های دولتی از ابتدا گفته بودند پرو به شرایط بحرانی محدود است. هم‌زمان، اعتراض عمومی به قیمت، توزیع گزینشی و فروش خارج از چارچوب بالا گرفت.

در ۲۱ ژوئن، رئیس سازمان بازرسی کل کشور اعلام کرد اجرای بخش‌های دارای اشکال متوقف می‌شود، تخلفات احتمالی اپراتورها به مرجع قضایی رفته و مبالغ اضافه باید بازگردانده شود. گزارش منتشرشده از این تصمیم از ثبت‌نام وکلا، مدیران و اعضای هیئت‌مدیره و اختلاف در هماهنگی با رگولاتوری نیز سخن گفت.

عبارت دقیق‌تر این نیست که «اصل هر نوع اینترنت کسب‌وکار برای همیشه ممنوع شد». آنچه علناً اعلام شد، توقف طرح و جلوگیری از ادامه بخش‌های دارای اشکال در آن مقطع بود. متن کامل تصمیم، سرنوشت همه اشتراک‌ها و آمار نهایی بازپرداخت‌ها به‌صورت عمومی و یکپارچه در دسترس نیست.

اگر دوباره بحران شود، معیار عادلانه چیست؟

راه‌حل اصلی، اینترنت پایدار و همگانی است؛ نه ساختن صفی بهتر برای دریافت امتیاز. اگر در وضعیت کاملاً استثنایی دسترسی اضطراری اجتناب‌ناپذیر دانسته شود، دست‌کم پنج تضمین لازم است.

دامنه و مدت محدودیت باید علنی و زمان‌دار باشد. معیار دریافت باید بر «خدمت حیاتی» و شدت نیاز بنا شود، نه نفوذ یا صرفاً شکل ثبتی کسب‌وکار. کسب‌وکارهای خانگی و فریلنسرها باید مسیر مستقل و ساده‌ای برای اثبات فعالیت داشته باشند. قیمت نباید دسترسی اضطراری را به کالای لوکس تبدیل کند. و در نهایت، تصمیم رد یا قطع دسترسی باید دلیل مکتوب و مسیر اعتراض داشته باشد.

شفافیت فنی هم ضروری است: کاربر باید بداند چه سرویس‌هایی باز است، چه داده‌ای برای احراز هویت جمع می‌شود، چه نهادی به آن دسترسی دارد و چه زمانی حذف خواهد شد. بدون این اطلاعات، حتی دریافت‌کننده هم نمی‌داند دقیقاً چه خدمتی خریده و تحت چه قاعده‌ای ممکن است آن را از دست بدهد.

مسئله فقط یک سیم‌کارت نیست

اینترنت طبقاتی از جایی آغاز می‌شود که اتصال یک شهروند عادی «غیرضروری» و اتصال شهروندی دیگر «مجاز» تلقی شود. اینترنت پرو در اوج یک خاموشی طولانی به نیاز واقعی کسب‌وکارها پاسخ داد، اما هم‌زمان نشان داد که تعیین دسترسی براساس فهرست می‌تواند چگونه نابرابری موجود را وارد خود شبکه کند.

برای شرکت عضو یک نهاد صنفی، اینترنت پرو شاید راه حفظ قرارداد بود. برای فروشنده خانگی بیرون فهرست، همان طرح یادآوری می‌کرد که رسمی‌نبودن فقط به معنای نداشتن مجوز کسب نیست؛ می‌تواند به معنای نداشتن مسیر ارتباط هم باشد.

توقف پرو بحث را تمام نکرد. پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا اینترنت زیرساختی عمومی مانند برق و راه است، یا امتیازی که در بحران می‌توان آن را براساس شغل، جایگاه و توان پرداخت سهمیه‌بندی کرد؟

منتقدان پاسخ می‌دهند اگر اتصال شرط کار، آموزش و مشارکت اجتماعی است، تقسیم آن جامعه را فقط آنلاین و آفلاین نمی‌کند؛ فرصت‌های آینده را هم تقسیم می‌کند.