کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال صنفی اهل ایذه، ممنوعالخروجی خود را نه حسرت سفری نرفته، بلکه نشانه فشار بر کسانی میداند که میخواهند در ایران بمانند، آموزش دهند و برای آینده کشور تلاش کنند.
کوکب بداغی پگاه روز شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، در یادداشتی که بازتاب عمومی یافت، از ممنوعالخروجی خود خبر داد و نوشت: «مرا از مرزی منع کردهاید که هیچوقت مقصدم نبود.»
این معلم و فعال صنفی در روایت خود تأکید کرده است که قصد ترک ایران را نداشته و وطن برای او با خاطره، ریشه، امید و سالهایی پیوند خورده که در کلاس درس سپری کرده است. او آینده ایران را در آموزش و پرورش نسلهای بعدی میبیند و میگوید آنچه آزارش میدهد، بستهشدن مرز نیست؛ برخورد امنیتی با کسانی است که تصمیم گرفتهاند بمانند و برای تغییر تلاش کنند.
جزئیات قضایی این ممنوعالخروجی هنوز روشن نیست. نسخهای از حکم یا ابلاغیه در دسترس ۱۰۰۱Nomads قرار نگرفته و تاریخ صدور، مدت اعتبار، مرجع صادرکننده، شماره پرونده و مبنای قانونی آن نیز بهطور عمومی اعلام نشده است. همچنین نمیتوان تأیید کرد که این محدودیت با پرونده قضایی دیگر او ارتباط مستقیم دارد.
ممنوعالخروجی تازه در شرایطی مطرح شده که فشارهای قضایی و اداری بر کوکب بداغی پگاه طی سالهای گذشته ادامه داشته است. حکم یک سال حبس تعزیری او با اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» در شعبه هجدهم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان عیناً تأیید شده است.
او پیشتر نیز در پروندهای مشترک با سه فعال صنفی دیگر به شش سال حبس محکوم شده بود؛ حکمی که در آذر ۱۴۰۴ از سوی شعبه بیستم دادگاه تجدیدنظر خوزستان نقض شد و هر چهار متهم آن پرونده تبرئه شدند.
فشارها تنها به دادگاه محدود نمانده است. کوکب بداغی پگاه سابقه محکومیت به انفصال موقت از خدمت، احضار به هیئتهای رسیدگی به تخلفات اداری و تفتیش منزل را دارد. در دو نوبت از بازرسی خانه او در مهر و بهمن ۱۴۰۴، شماری از وسایل شخصی و تجهیزات دیجیتال خانواده نیز ضبط شد.
این معلم ایذهای پیشتر درباره بازماندن دختران از تحصیل، کودکهمسری، نابرابری جنسیتی در کتابهای درسی، قتلهای موسوم به ناموسی و نبود سازوکارهای مؤثر برای حمایت از زنان و کودکان سخن گفته است. از این منظر، فشار بر او تنها محدودکردن یک فعال صنفی نیست؛ صدای زنی را هدف میگیرد که از درون مدرسه درباره عدالت آموزشی و حقوق زنان پرسش کرده است.
آزادی خروج از کشور بخشی از حق آزادی رفتوآمد است. هرگونه محدودکردن این حق باید مبنای قانونی روشن داشته باشد، ضروری و متناسب باشد و امکان اعتراض مؤثر به آن فراهم شود. مبهمماندن مدت و مبنای ممنوعالخروجی، امکان ارزیابی قانونی و نظارت عمومی بر چنین تصمیمی را از بین میبرد.
کوکب بداغی پگاه نوشته است: «عاشق از مرز نمیگذرد، میماند تا بسازد.» برای او، مرزی بسته شده که میگوید هرگز مقصدش نبوده است؛ اما پرسش اصلی همچنان باقی است: چرا ماندن، آموزشدادن و مطالبه آیندهای عادلانه باید با حبس، محرومیت شغلی و محدودیت رفتوآمد پاسخ داده شود؟
۱۰۰۱Nomads در صورت انتشار متن حکم یا اطلاعات مستند تازه، این گزارش را بهروزرسانی خواهد کرد.
گزارش و راستیآزمایی: خبرنگار ۱۰۰۱Nomads