هیوا سیفیزاده، خواننده موسیقی کلاسیک ایرانی، میگوید در پروندهای که پس از اجرای کوتاهش در «عمارت روبهرو» تشکیل شد، به چهار سال حبس تعزیری محکوم شده است. حکم صادرشده بدوی است و او از دادگاه تجدیدنظر خواسته مشخص کند خواندن چند بیت از سعدی چگونه مصداق «تشویق به فساد و فحشا» شناخته شده است.
یک اجرای چنددقیقهای، بازداشت مقابل چشم تماشاگران و اکنون چهار سال حبس در رأی بدوی. هیوا سیفیزاده روز چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵، در ویدیویی در صفحه رسمی اینستاگرام خود، برای نخستینبار جزئیاتی از حکم صادرشده علیه خود را بیان کرد.
او گفت در شب اجرای «عمارت روبهرو»، پیش از آنکه برنامه متوقف و بازداشت شود، تنها چند بیت آواز ایرانی بر شعری از سعدی خوانده بود؛ اما اکنون با عنوان اتهامی «تشویق به فساد و فحشا» به چهار سال حبس تعزیری محکوم شده است. سیفیزاده همان روز بخشی از اجرای نهم اسفند ۱۴۰۳ را نیز منتشر کرد؛ ویدیویی کوتاه از همان برنامهای که تشکیل پرونده قضایی، بازداشت او و تعطیلی موقت محل اجرا را در پی داشت.
بررسی ۱۰۰۱Nomads نشان میدهد متن دادنامه، شماره شعبه، نام قاضی و ماده قانونی مورد استناد دادگاه هنوز منتشر نشده است. ازاینرو نمیتوان مستقلاً تأیید کرد که تنها مستند محکومیت، همین اجرای کوتاه بوده یا دادگاه رفتار دیگری را نیز در پرونده مطرح کرده است.
رأی بدوی است، نه محکومیت قطعی
سیفیزاده گفته است همراه با وکیل خود به رأی اعتراض کرده و پرونده را از مسیر قانونی پیگیری میکند. بنابراین حکم چهار سال حبس هنوز قطعی نیست و باید در دادگاه تجدیدنظر بررسی شود.
او از دادگاه تجدیدنظر خواسته است رفتار منتسب به او را بر اساس قانون، محتویات پرونده و دفاعیات ارائهشده، «بهصورت مستقل و دقیق» بررسی کند.
تا زمان انتشار این گزارش، تاریخی برای جلسه تجدیدنظر اعلام نشده و دستگاه قضایی نیز توضیح علنی نداده است که کدام رفتار مشخص سیفیزاده، با استناد به چه دلایلی، مصداق «تشویق به فساد و فحشا» شناخته شده است.
از عمارت روبهرو تا بازداشت
شامگاه پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳، سیفیزاده هنگام اجرای زنده در مجموعه فرهنگی «عمارت روبهرو» در تهران بازداشت شد. بر اساس روایتهای منتشرشده از حاضران، نیروهای امنیتی اندکی پس از آغاز برنامه وارد سالن شدند و اجرای او ناتمام ماند.
شماری از نوازندگان و افراد حاضر در محل نیز بازداشت شدند و عمارت روبهرو اعلام کرد فعالیت این مجموعه تا اطلاع ثانوی متوقف خواهد بود. سیفیزاده سرانجام روز ۱۱ اسفند با سپردن وثیقه آزاد شد.
وکیل او در آن زمان گفته بود بازداشت سیفیزاده و اعضای گروهش با اتهامهای برگزاری «کنسرت فاقد مجوز» و تکخوانی یک زن در حضور مردان ارتباط داشته است. درباره داشتن مجوز، روایتهای متعارضی منتشر شد: یک مقام دفتر موسیقی وزارت ارشاد برنامه را فاقد مجوز خواند، در حالی که گزارشهای دیگری از صدور مجوز برای اجرا خبر داده بودند.
هیچیک از اسناد مربوط به مجوز یا دستور توقف برنامه بهصورت عمومی منتشر نشده است. بااینحال، حتی اختلاف درباره مجوز یک اجرا، از نظر حقوقی با اثبات اتهامی مانند «تشویق به فساد و فحشا» یکسان نیست.
«کدام رفتار من مصداق فساد و فحشا بوده است؟»
سیفیزاده در ویدیوی خود یک پرسش مشخص مطرح میکند: «کدام رفتار من مصداق اشاعه فحشا بوده است؟»
این پرسش در مرکز پرونده قرار دارد. اگر، آنگونه که او میگوید، موضوع پرونده تنها اجرای چند بیت از سعدی بوده باشد، دادگاه باید توضیح دهد میان خواندن یک شعر کلاسیک ایرانی و تشویق جامعه به فساد یا فحشا چه رابطه حقوقی و قابلاثباتی وجود دارد.
سیفیزاده در سخنانش از دادگاه درخواست بخشش نکرده است. او خواهان پاسخ حقوقی، بررسی مستندات و رسیدگی مستقل شده؛ مطالبهای که مستقیماً به اصل قانونیبودن جرم و ضرورت ارائه دلایل روشن برای صدور حکم کیفری مربوط است.
قانون درباره این اتهام چه میگوید؟
نزدیکترین مقرره به عنوان اتهامی اعلامشده، بند «ب» ماده ۶۳۹ قانون مجازات اسلامی است؛ مادهای که تشویق مردم به فساد یا فحشا یا فراهمکردن زمینه آن را جرم میداند. بااینحال، چون دادنامه سیفیزاده منتشر نشده، نمیتوان با قطعیت گفت دادگاه به همین ماده استناد کرده است.
اداره کل حقوقی قوه قضاییه نیز در یک نظریه مشورتی اعلام کرده است که منظور از فساد و فحشا در ماده ۶۳۹، زنا و دیگر جرایم دارای ماهیت جنسی است. این نظریه برای دادگاهها حکم لازمالاتباع ندارد، اما نشان میدهد حتی اداره حقوقی قوه قضاییه نیز دامنه این ماده را محدودتر از هر رفتاری دانسته که از نظر مقامهای حکومتی با موازین رسمی سازگار نیست.
در قوانین کیفری ایران عنوان مجرمانه مستقلی به نام «تکخوانی زنان» وجود ندارد. محدودیت صدای زنان در عمل از مسیر نظام صدور مجوز، برداشتهای فقهی و استفاده از عناوین کلی مربوط به عفت عمومی اعمال میشود.
از همین رو، اگر تنها رفتار مورد استناد دادگاه خواندن چند بیت آواز بوده باشد، روشن نیست عناصر یک جرم جنسی چگونه احراز شده و بر چه مبنایی چهار سال حبس برای آن تعیین شده است.
صدای زن؛ پروندهای فراتر از یک خواننده
پرونده هیوا سیفیزاده را نمیتوان جدا از محدودیت ساختاری صدای زنان در ایران بررسی کرد. مردان میتوانند همان شعرها و همان ردیفهای موسیقی ایرانی را برای مخاطبان عمومی اجرا کنند؛ اما زنان برای اجرای انفرادی در برابر جمعیتی که مردان نیز در آن حضور دارند، با ممنوعیت، لغو برنامه و گاه پرونده کیفری روبهرو میشوند.
وقتی جنسیت خواننده تعیین میکند یک اجرای هنری مجاز باشد یا به اتهامی با عنوان «فساد و فحشا» منتهی شود، مسئله دیگر تنها مجوز یک سالن نیست؛ پای تبعیض در دسترسی به صحنه، اشتغال هنری و مشارکت در زندگی فرهنگی در میان است.
ایران عضو میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی است. این میثاق، هم بیان هنری را در قلمرو آزادی بیان قرار میدهد و هم دولتها را به تضمین حقوق برابر زنان و مردان متعهد میکند. هر محدودیتی بر فعالیت هنری باید مبنای قانونی روشن داشته و ضروری و متناسب باشد.
محکومکردن یک زن به چهار سال حبس به دلیل اجرای مسالمتآمیز موسیقی، اگر دادگاه رفتار دیگری را اثبات نکرده باشد، پرسشی جدی درباره رعایت همین اصول و تناسب مجازات ایجاد میکند.
پرونده در انتظار تجدیدنظر
آنچه اکنون بهطور مستقیم میدانیم این است: سیفیزاده از صدور حکم بدوی چهار سال حبس تعزیری خبر داده، عنوان اتهام را «تشویق به فساد و فحشا» اعلام کرده و به رأی اعتراض کرده است.
آنچه هنوز نمیدانیم، کماهمیت نیست: دادگاه به کدام ماده قانونی استناد کرده، چه دلایلی در پرونده وجود دارد، چرا مجازات چهار سال تعیین شده و کدام رفتار مشخص، فراتر از اجرای چند بیت شعر، موضوع اتهام قرار گرفته است.
هیوا سیفیزاده اکنون با انتشار ویدیوی اجرای خود، روایتش را در برابر افکار عمومی گذاشته و پرونده را همراه وکیلش پیگیری میکند. تا زمان صدور رأی تجدیدنظر، حکم او قطعی نیست؛ اما پرسشی که مطرح کرده همچنان بیپاسخ مانده است: چگونه خواندن چند بیت از سعدی میتواند چهار سال از زندگی یک زن را به زندان گره بزند؟