رفتن به محتوای اصلی

رضوان مقدم؛ از تجربهٔ زیسته تا کنش جمعی

به دست | آگوست 4, 2026

.هزار و یک زن | رضوان مقدم

پرتره‌ای از زندگی و فعالیت‌های رضوان مقدم، کنشگر حقوق زن

در زندگی رضوان مقدم، خشونت فقط خاطره‌ای شخصی نیست؛ چیزی است که باید نام‌گذاری، ثبت و به نیروی جمعی برای تغییر تبدیل شود. روان‌شناسی تربیتی، جامعه‌شناسی، آمار، تدریس و کنشگری در زندگی او رشته‌های جداگانه نیستند. همه به یک پرسش می‌رسند: چگونه می‌توان سازوکاری را که زن را فرودست می‌خواهد، دیدنی کرد و در برابرش ایستاد؟ 

«هر گام کوچک در توان‌افزایی زنان، هر تغییر در نگرش اجتماعی و هر زنی که از محدودیت رها می‌شود، نیرویی تازه به من می‌بخشد.»

مقاومت، به‌مثابه روش زندگی

در یکی از شب‌های سال ۱۳۶۲، وقتی مأموران به خانه‌اش آمدند، گفتند فقط «دو ساعت» با او و همسرش کار دارند. رضوان مقدم، که دخترش هنوز نوزاد بود، در کیفش یک شیشه شیر و دو پوشک گذاشت و کودک را بغل کرد. آن دو ساعت به بازداشتگاهی رسید که صدای فریاد و پرخاش در آن می‌پیچید؛ صحنه‌ای که او سال‌ها بعد، در روایت خود از زندان زنان بازگفت تا نشان دهد سرکوب، برای زنان لایه‌ای مضاعف دارد: آنان هم‌زمان زندانی، زن و گاه مادرند.

پنج سال بعد، علی‌اصغر منوچهرآبادی، همسر او، در کشتار زندانیان سیاسی تابستان ۱۳۶۷ اعدام شد.رضوان  مقدم گفته است از تیرماه از همسرش بی‌خبر بود و در آذر خبر اعدام را شنید. سال‌ها بعد، در مقام یکی از فعالان جنبش دادخواهی، جمله‌ای گفت که مسیر او را بهتر از هر عنوانی توضیح می‌دهد: «ما دنبال انتقام نیستیم؛ ما در پی جلوگیری از تکرار چنین فجایعی هستیم.» گفت‌وگوی او درباره‌ی دادخواهی کشتار ۶۷ نشان می‌دهد چگونه سوگ خصوصی در زندگی‌اش به مطالبه‌ای عمومی برای حقیقت، عدالت و جلوگیری از تکرار جنایت بدل شد.

این سرگذشت می‌توانست او را در نقش قربانی متوقف کند؛ اما رضوان مقدم دقیقاً با همین نقش تحمیلی درافتاد. از دهه‌ی شصت، در زمانی که بسیاری از زنان همسران خود را در زندان یا پای جوخه‌های اعدام از دست داده بودند، به فکر حرفه‌آموزی و استقلال اقتصادی آنان افتاد. بعدها در حوزه‌ی سلامت، آموزش مهارت‌های زندگی، مدیریت بحران، رهبری زنان و شبکه‌سازی مدنی کار کرد. منطق مشترک همه‌ی این تلاش‌ها روشن بود: کمک، اگر به اختیار و قدرت تصمیم‌گیری نینجامد، کافی نیست.

ذهن پژوهشگر او در کنار تجربه‌ی زیسته‌اش رشد کرد. رضوان مقدم کارشناسی‌ارشد آمار ریاضی محض و کارشناسی‌ارشد روان‌شناسی تربیتی دارد و دکترای خود را در جامعه‌شناسی از دانشگاه آزاد برلین گرفته است. رساله‌ی او، با عنوان «مبارزه برای برابری؛ از انقلاب مشروطه تا سایبرفمینیسم، با تمرکز بر نقش رسانه‌های نو در جنبش زنان ایران»، یک قرن جنبش زنان را دنبال می‌کند و به‌طور ویژه به رابطه‌ی رسانه‌های نو، جنبش سبز، تکثر و کنش جمعی می‌پردازد. این پژوهش بر مصاحبه با کنشگران و یک پیمایش آنلاین استوار است؛ یعنی همان کاری که رضوان مقدم در میدان سیاست نیز انجام داده است: شنیدن صداهای پراکنده و یافتن امکان پیوند میان آن‌ها. او در سال ۲۰۲۴ نیز مقاله‌ی «ریشه‌های جنبش انقلابی زنان در ایران» را در نشریه‌ی دانشگاهی Journal of Middle East Women’s Studies منتشر کرد.

در سال ۱۳۸۵، او از اعضای بنیان‌گذار «کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» بود؛ حرکتی چهره‌به‌چهره که قانون را از کتاب‌ها به اتوبوس، خانه، دانشگاه، محل کار و گفت‌وگوی روزمره برد. واکنش حکومت، پرونده‌سازی و بازداشت بود. عفو بین‌الملل ثبت کرده است که مقدم در پرونده‌ی تجمع مسالمت‌آمیز چهارم مارس ۲۰۰۷ به شش ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم شد که هر دو برای سه سال تعلیق شدند. گزارش عفو بین‌الملل درباره‌ی احکام فعالان زن این مجازات‌ها را نتیجه‌ی استفاده‌ی مسالمت‌آمیز از آزادی بیان و تجمع دانست. شبکه‌ی Scholars at Risk نیز بازداشت‌های مکرر، تهدید و محرومیت او از تدریس و ارائه‌ی پژوهش را مستند کرده است.

یک سال بعد، سرکوب نتوانست دستاورد جمعی کمپین را پنهان کند. در ۲۰۰۹ جایزه‌ی «صدای آزادی» کوادریگا به کمپین یک میلیون امضا تعلق گرفت و رضوان مقدم از نمایندگان حاضر در مراسم بود؛ همان سال کمپین جایزه‌ی آنا پولیتکوفسکایا را نیز دریافت کرد. گزارش زمانه از این دو جایزه یادآوری می‌کند که افتخار فردی نبود؛ به شبکه‌ای تعلق داشت که هزینه‌ی تغییر قانون را میان خود تقسیم کرده بود.

پس از خروج اجباری از ایران، جغرافیا عوض شد اما موضوع کار نه. در ۲۰۱۵، مقدم کارزار «با هم در برابر اسیدپاشی» را راه انداخت؛ پاسخی به خشونتی که بدن زن را میدان تنبیه می‌کرد. در ۲۰۲۰، پس از قتل رومینا اشرفی، در راه‌اندازی «کمپین توقف قتل‌های ناموسی» نقش محوری داشت. مؤسسه‌ی خاورمیانه در ۲۰۲۱ نوشت که او و همکارانش بیش از ۱۲۰۰ پرونده را مستند کرده بودند؛ آماری که خود مقدم همواره آن را کمتر از واقعیت می‌داند، چون بخشی از قتل‌ها به نام خودکشی، بیماری یا «اختلاف خانوادگی» پنهان می‌شوند. رسانه‌ی فرانسوی TV5Monde نیز در گزارشی درباره‌ی زن‌کشی در ایران به مستندسازی او استناد کرده است. گزارش جامعه‌ی مدنی این کمپین برای فرایند «پکن+۳۰» نیز در سال ۲۰۲۵ در وب‌سایت زنان سازمان ملل منتشر شد. امروز وب‌سایت کمپین به فارسی و چند زبان، از جمله آلمانی، پرونده‌ها را ثبت می‌کند؛ تلاشی برای پس‌گرفتن نام و زندگی زنانی که اغلب در خبرهای رسمی به یک عدد یا «نزاع خانوادگی» تقلیل می‌یابند.

مقدم در تحلیل خود، میان قانون، فرهنگ و اقتصاد دیوار نمی‌کشد. از نظر او، ماده‌ای از قانون که برای قاتلِ پدر تخفیف می‌سازد، کتاب درسی‌ای که زن را در نقش فرعی نگه می‌دارد، محیط کاری که چادر را به استاد تحمیل می‌کند، و اقتصادی که سرمایه و فناوری را از زنان دور نگه می‌دارد، اجزای یک نظم‌اند. به همین دلیل پاسخ او نیز یک‌بعدی نیست: تغییر قانون، آموزش، استقلال اقتصادی، شبکه‌سازی، نافرمانی مدنی، مستندسازی و تربیت نسل تازه‌ای از زنان رهبر.

حتی وقتی از شکست حرف می‌زند، واژه را به معنای توقف به کار نمی‌برد. اخراج از کار، مسدودشدن حساب بانکی، زندان، اعدام همسر و تبعید، در روایت او نه فهرست مصیبت، بلکه نقاط بازاندیشی‌اند. سرسختی او از جنس انکار زخم نیست؛ از جنس نپذیرفتن حکم نهایی زخم است.

پرسش اصلی این پرتره این نیست که رضوان مقدم چگونه دوام آورده است. پرسش این است که چگونه دوام‌آوردن را به سازمان‌دهی بدل کرده؛ چگونه میان تجربه‌ی یک زن و سرنوشت جمعی زنان پل زده؛ و چگونه، پس از بیش از چهار دهه، هنوز به نسل جوان می‌گوید جهان را باید ساخت، نه آن‌که منتظر آماده‌شدنش ماند.

آنچه در ادامه می‌آید، نسخه‌ی کامل و بازنویسی‌شده‌ی گفت‌وگوی ۱۰۰۱ نومد با رضوان مقدم است. پاسخ‌ها از نظر زبانی و ساختاری ویرایش شده‌اند، اما هیچ محور یا موضعی از متن ارسالی حذف نشده است. اطلاعات افزوده‌ی تحریریه با پیوند به منابع مشخص شده‌اند.

گفتگو با رضوان مقدم 

بخش اول | معرفی و پیشینه‌ی شخصی

۱. لطفاً خودتان را معرفی کنید؛ نام، حوزه‌ی فعالیت و تجربه‌های کلیدی‌تان چیست؟

من رضوان مقدم هستم؛ روان‌شناس تربیتی، جامعه‌شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان. بیش از چهل‌وپنج سال است که در حوزه‌های مختلف حقوق زنان فعالیت می‌کنم: پژوهش درباره‌ی خشونت خانگی و تبعیض جنسیتی، تلاش برای حقوق برابر، نهادسازی برای رفع تبعیض علیه زنان، حمایت از جنبش‌های مدنی و اعتراضی زنان، مبارزه با حجاب اجباری و قوانین تبعیض‌آمیز، و پشتیبانی از جنبش‌های مطالبه‌گر و دموکراتیک در ایران. بخش مهمی از کار من مستندسازی خشونت‌های جنسی و جنسیتی، به‌ویژه قتل‌های موسوم به «ناموسی»، و تبدیل این مستندات به ابزار آگاهی‌بخشی و کنش جمعی بوده است.

۲. چه عواملی در شکل‌گیری مسیر حرفه‌ای و شخصی شما نقش داشته‌اند؟

مسیر حرفه‌ای و شخصی من از چند سرچشمه شکل گرفت: تجربه‌ی زیسته، تحصیلات دانشگاهی و باور عمیقم به عدالت اجتماعی. زندگی در جامعه‌ای با ساختارهای مردسالارانه و قوانین تبعیض‌آمیز باعث شد از جوانی نسبت به مسائل زنان حساس باشم. مشاهده‌ی خشونت جنسیتی و نابرابری‌های حقوقی انگیزه‌ای نیرومند در من ایجاد کرد تا به یک فعال حقوق زنان تبدیل شوم.

فشار سیاسی و محدودیت اجتماعی نه‌تنها اراده‌ام را تضعیف نکرد، بلکه مرا برای رساندن صدای زنان، مستندسازی و افشای خشونت‌های سیستماتیک علیه آنان مصمم‌تر کرد. برای من پژوهش و کنشگری دو راه جدا نیستند: پژوهش کمک می‌کند سازوکار تبعیض را دقیق‌تر ببینم و کنشگری اجازه می‌دهد یافته‌ها در زندگی واقعی اثر بگذارند.

۳. به‌عنوان یک زن، چه چالش‌هایی را در مسیر حرفه‌ای خود تجربه کرده‌اید؟

به‌عنوان یک زن، یک کنشگر حقوق زنان و یک زن سیاسی، با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده‌ام. به‌دلیل مواضع انتقادی و فعالیتم علیه خشونت‌های جنسی و جنسیتی و نابرابری‌های قانونی، با تهدیدهای امنیتی و محدودیت‌های شدید مواجه شدم. در محیط‌های علمی و دانشگاهی نیز پژوهش درباره‌ی حقوق زنان و نابرابری جنسیتی معمولاً با مقاومت نهادهای محافظه‌کار روبه‌رو می‌شود.

بازداشت، آزار و محرومیت از تدریس بخشی از این فشار بوده است؛ مواردی که در گزارش‌های عفو بین‌الملل و Scholars at Risk نیز ثبت شده‌اند. تبعید و محرومیت از فعالیت در داخل ایران یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های زندگی من بوده و ناچار شده‌ام کارم را بیرون از کشور ادامه دهم.

۴. آیا در طول مسیرتان الگوی خاصی داشته‌اید که الهام‌بخش شما باشد؟

در آغاز، فعالیت‌هایم خودجوش بود و از یک الگوی نظری مشخص شروع نکردم. نخستین الگوهایم در خانواده بودند: مادربزرگم و خاله‌ی مادرم، و زنان قوی دیگری که در فامیل کم نبودند. خاله‌ی مادرم در سی‌سالگی همسرش را از دست داده بود، اما بدون آن‌که مردی زندگی‌اش را اداره کند، توانست برای خود و چند زن دیگر کار ایجاد کند. قدرت او برای من درسی زنده بود.

بعدها جودیت باتلر برایم الهام‌بخش شد؛ متفکری که نظریه‌هایش درباره‌ی جنسیت و قدرت به شکل‌گیری گفتمان‌های تازه در مطالعات فمینیستی و جامعه‌شناسی کمک کرده است.

۵. اگر بخواهید خودتان را در یک جمله معرفی کنید، آن جمله چیست؟

پرسش دشواری است؛ اما اگر بی‌تعارف بگویم: «پژوهشگر و فعال حقوق زنان؛ اثرگذار در مبارزه با خشونت علیه زنان، به‌ویژه قتل‌های ناموسی در ایران و خاورمیانه.» از این‌که توانسته‌ام در ایجاد تغییرات مثبت سهمی داشته باشم، احساس خوبی دارم.

 

بخش دوم | چالش‌های زنان در ایران و جهان

۶. بزرگ‌ترین موانع و محدودیت‌های زنان در ایران چیست؟

موانع پیش روی زنان در ایران چنان گسترده است که به قول معروف «مثنوی هفتاد من کاغذ» می‌شود. این موانع در عرصه‌های حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ریشه دارند و از ساختار مردسالار، قوانین تبعیض‌آمیز و سرکوب دولتی تغذیه می‌شوند.

قوانین تبعیض‌آمیز و نبود حمایت حقوقی مؤثر، زنان را در خانواده و جامعه در موقعیت نابرابر قرار می‌دهد. محدودیت‌های آموزشی و شغلی، از جمله سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها و برخی رشته‌ها، دسترسی زنان را به بعضی حوزه‌های علمی محدود می‌کند. تبعیض در استخدام، شکاف دستمزدی و نبود فرصت برابر برای پیشرفت شغلی، استقلال اقتصادی زنان را دشوار می‌کند. «سقف شیشه‌ای» زنان را از بسیاری از جایگاه‌های مدیریتی و تصمیم‌گیری دور نگه می‌دارد.

کنترل پوشش و رفتار زنان، به‌ویژه حجاب اجباری و سازوکارهای نظارتی آن، فشاری روانی و دائمی است. گشت ارشاد و دیگر نهادهای حکومتی آزادی زنان را در محیط کار، فضای عمومی و حتی عرصه‌ی خصوصی محدود می‌کنند.

خشونت ساختاری و خانگی در نبود قانون جامع و اجرای مؤثر بازتولید می‌شود. گزارش ۲۰۲۵ دیدبان حقوق بشر درباره‌ی ایران نیز بر نبود قانونی جامع برای پیشگیری از خشونت خانگی و حمایت از بازماندگان تأکید می‌کند.

۷. چگونه با تبعیض جنسیتی، کلیشه‌های اجتماعی و موانع قانونی مقابله کرده‌اید؟

من از ترکیب فعالیت دانشگاهی، پژوهش و کنشگری اجتماعی استفاده کرده‌ام. تلاش کرده‌ام نقش زن را در جامعه بازتعریف کنم و نشان دهم زنان فقط قربانی تبعیض نیستند؛ نیروی فعال تغییر اجتماعی و سیاسی‌اند.

روایت‌های مردسالارانه را نقد کرده‌ام و کلیشه‌های جنسیتی را در گفتار و رفتار روزمره به چالش کشیده‌ام. با مقاله، مصاحبه، سخنرانی و کارگاه کوشیده‌ام آگاهی عمومی را درباره‌ی تبعیض و پیامدهای آن بالا ببرم. در کنار آن، ایجاد پیوند میان جنبش فمینیستی ایرانی و شبکه‌های بین‌المللی را مهم دانسته‌ام تا تجربه‌ها و راهکارهای مؤثر مقابله با تبعیض مبادله شوند.

۸. آیا در محیط کار یا جامعه با نابرابری جنسیتی روبه‌رو شده‌اید؟ چگونه برخورد کردید؟

فراوان. کدام زن را می‌شناسید که در یک محیط اسلام‌زده زندگی کرده باشد و تبعیض در کار را تجربه نکرده باشد؟ تبعیض در استخدام، شکاف دستمزد، دسترسی‌نداشتن به فرصت‌های مدیریتی، قوانین نابرابر و کلیشه‌های جنسیتی همه وجود داشته‌اند. کمترین جلوه‌ی نابرابری در محیط کار همان حجاب اجباری بود؛ در بعضی جاها زنان را حتی به پوشیدن چادر مجبور می‌کردند.

من با تمکین‌نکردن و نافرمانی مدنی در برابر اجبار ایستادم. سال‌ها پیش در دانشگاه آزاد ریاضی تدریس می‌کردم. از حراست آمدند و گفتند استادان زن باید با «حجاب کامل»، یعنی چادر، در دانشگاه حاضر شوند. گفتم ظاهر من همین است و چادر نخواهم پوشید. پس از بحث بسیار، طرحشان شکست خورد و عقب‌نشینی کردند. این تجربه برای من یادآور یک اصل بود: اجبار، تا وقتی بی‌پاسخ بماند، خود را طبیعی جلوه می‌دهد.

۹. چه تغییراتی در جامعه‌ی ایران ضروری است تا زنان بتوانند نقش پررنگ‌تری ایفا کنند؟

تغییر باید بنیادین و هم‌زمان در قانون، فرهنگ، اقتصاد و آموزش رخ دهد. در ساختار جمهوری اسلامی تحقق کامل این تغییرها را ممکن نمی‌دانم، زیرا اصل چهارم قانون اساسی مقرر می‌کند همه‌ی قوانین و مقررات بر موازین اسلامی استوار باشند؛ اصلی که از نظر من مانع بنیادین تحقق حقوق برابر زنان است.

اول، قوانین و ساختار حقوقی باید از دخالت دین مستقل شود:

برابری کامل حقوقی در قوانین مدنی و کیفری برقرار شود.

قوانین مربوط به حضانت فرزند، ارث، ازدواج و طلاق که زنان را در موقعیت فرودست قرار می‌دهد، اصلاح شود.

محدودیت‌های قانونی سفر، اشتغال و مشارکت اجتماعی زنان برداشته شود؛ از جمله محدودیت‌هایی که به همسر اجازه می‌دهد مانع صدور گذرنامه یا بعضی اشتغال‌های زن متأهل شود.

خشونت خانگی، آزار جنسی و قتل‌های ناموسی به‌صراحت جرم‌انگاری شود و قانون بازدارنده با اجرای قاطع وجود داشته باشد.

دوم، حمایت قانونی از زنان در محیط کار ضروری است: قوانین سخت‌گیرانه علیه تبعیض در استخدام، دستمزد و ارتقای شغلی اجرا شود. مرخصی زایمان، امنیت شغلی و حمایت واقعی از مادران شاغل تضمین شود. قانون مؤثر برای پیشگیری و رسیدگی به آزار جنسی در محیط کار وضع شود.

سوم، تغییر فرهنگی و اجتماعی لازم است: محتوای کتاب‌های درسی که مملو از کلیشه‌های جنسیتی و تصویرهای ضدزن است، از اساس بازنگری شود. آموزش عمومی و رسانه‌ای برای تغییر نگرش‌های سنتی درباره‌ی نقش زنان گسترش یابد. محتوای فرهنگی و رسانه‌ای، زنان را به‌عنوان رهبر، مدیر، دانشمند و کارآفرین موفق نشان دهد.

چهارم، باید در آموزش و پرورش سرمایه‌گذاری جدی کرد؛ و پنجم، فرصت‌های اقتصادی برابر برای زنان ایجاد کرد. این فهرست بسته نیست و می‌توان موارد بسیار دیگری به آن افزود.

۱۰. چه راهکارهایی برای حمایت از زنان باید در اولویت قرار گیرد؟

راهکارها باید در حوزه‌های قانونی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی هم‌زمان پیش بروند تا برابری جنسیتی و توان‌افزایی زنان ممکن شود. واقعیت این است که من از جمهوری اسلامی انتظار ندارم برای مردم کاری اساسی انجام دهد. با این حال، حتی در همین شرایط می‌توان با کمپین‌های عمومی، آگاهی‌رسانی درباره‌ی حقوق زنان و به چالش کشیدن باورهای محدودکننده، از شدت کلیشه‌های جنسیتی در عرصه‌ی عمومی کاست. هر تغییر فرهنگی کوچک می‌تواند فضایی برای مطالبه‌ی تغییر بزرگ‌تر بسازد.

بخش سوم | توانمندسازی و نقش زنان در اقتصاد و سیاست

۱۱. چگونه می‌توان حضور زنان را در اقتصاد دیجیتال و کارآفرینی افزایش داد؟

این کار به رویکردی چندسطحی در سطح فرد، سازمان و سیاست‌گذاری نیاز دارد. نخستین و پایه‌ای‌ترین اقدام، آموزش و ارتقای مهارت‌های دیجیتال و فنی زنان است. فناوری اطلاعات، برنامه‌نویسی، طراحی وب و تحلیل داده باید در دسترس زنان قرار گیرد. این آموزش باید از مدرسه و دانشگاه آغاز شود و برای زنان شاغل یا زنانی که در هر سنی می‌خواهند وارد بازار کار شوند نیز ادامه پیدا کند.

دوره‌های آنلاین و کارگاه‌های تخصصی در بازاریابی دیجیتال، توسعه‌ی نرم‌افزار، تجارت الکترونیک و هوش مصنوعی می‌تواند زنان را برای ورود به این حوزه‌ها آماده کند. اما مهارت بدون امکان ورود به بازار کافی نیست. زنان کارآفرین باید به منابع مالی و سرمایه دسترسی داشته باشند و شبکه‌های حمایتی و حرفه‌ای داشته باشند تا از تجربه‌ی یکدیگر، مشاوره و فرصت همکاری بهره بگیرند.

هم‌زمان باید موانع فرهنگی و اجتماعی را برداشت: کلیشه‌هایی که فناوری و مشاغل فنی را «مردانه» معرفی می‌کنند باید از راه آموزش و رسانه شکسته شوند. افزایش حضور زنان در اقتصاد دیجیتال فقط مسئله‌ی اشتغال نیست؛ راهی برای استقلال اقتصادی، دسترسی به بازارهای فرامرزی و ساختن شبکه‌های تازه‌ی قدرت است.

۱۲. چه توصیه‌ای برای زنانی دارید که می‌خواهند در فناوری، سیاست، رسانه یا کارآفرینی موفق شوند؟

از فناوری نترسند. در جهان پرشتاب امروز، آموزش مداوم و به‌روزماندن حیاتی است. دوره‌های آنلاین و کارگاه‌های تخصصی را دنبال کنند و پیوسته مهارت تازه بیاموزند. در کنار دانش فنی، مهارت‌های ارتباطی، مدیریت بحران و استراتژی رسانه‌ای در موفقیت حرفه‌ای نقش کلیدی دارد. هیچ‌کس با یک دوره‌ی آموزشی برای همیشه آماده نمی‌شود؛ یادگیری باید به بخشی از شیوه‌ی زندگی تبدیل شود.

۱۳. چرا مشارکت زنان در سیاست و رهبری اهمیت دارد؟ تجربه‌ی مدنی یا سیاسی شما چیست؟

مشارکت زنان در سیاست و رهبری برای رشد و پیشرفت جامعه ضروری است، زیرا تضمین می‌کند تصمیم‌های سیاسی و اجتماعی نیازهای همه‌ی اعضای جامعه را در نظر بگیرند. حضور زنان تجربه‌ها، دیدگاه‌ها و دغدغه‌هایی را وارد فرایند تصمیم‌گیری می‌کند که بدون آنان ممکن است نادیده بماند. این حضور همچنین موانع جنسیتی و کلیشه‌های اجتماعی را می‌شکند و به زنان دیگر نشان می‌دهد دستیابی به حقوق و فرصت برابر ممکن است.

در زندگی خودم، به‌سبب سال‌ها فعالیت اجتماعی و حقوق‌بشری، به‌طور مداوم از حقوق زنان و گروه‌های آسیب‌پذیر دفاع کرده‌ام. در ایجاد یا همراهی با کارزارها و نهادهای مختلف نقش داشته‌ام: فعالیت‌های حوزه‌ی سلامت مانند «تندرستی برای همه» و مبارزه با ایدز؛ کارزار «با هم در برابر اسیدپاشی»؛ مقابله با کودک‌همسری؛ کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز؛ و کمپین توقف قتل‌های ناموسی.

این فعالیت‌ها، به‌ویژه مستندسازی و تلاش برای توقف قتل‌های ناموسی در ایران و کشورهای دیگر، هم آگاهی عمومی را هدف گرفته‌اند و هم تغییر قانونی را. خلاصه این‌که بیش از چهل‌وپنج سال است پیوسته برای توقف خشونت علیه زنان و بهترشدن شرایط زنان و اقلیت‌ها تلاش کرده‌ام.

۱۴. چگونه می‌توان زنان را برای حضور مؤثرتر در فضاهای تصمیم‌گیری آماده کرد؟

پیش از هر چیز باید بگویم بسیاری از زنان ایران همین امروز برای حضور مؤثر در تصمیم‌گیری آمادگی کامل دارند. زنان توانا، دانا و متخصص، اگر بیشتر از مردان نباشند، کمتر نیستند. مسئله فقط «آماده‌کردن زنان» نیست؛ مسئله برداشتن ساختاری است که راه را بر آنان می‌بندد.

اگر بخواهم به‌طور کلی پاسخ دهم، به رویکردی چندبعدی نیاز داریم: آموزش، توان‌افزایی، شبکه‌سازی و اصلاح ساختار. آموزش مذاکره، رهبری و سخنوری می‌تواند اعتمادبه‌نفس و قدرت اثرگذاری زنان را افزایش دهد. کلیشه‌های ضدزن چنان در گفتار و رفتار روزمره تکرار شده‌اند که گاه بر خود زنان نیز اثر می‌گذارند. دوره‌های آموزشی درباره‌ی حقوق زنان، جنسیت، عدالت اجتماعی و بودجه‌ریزی جنسیتی ــ موضوعی که هنوز شناخت عمومی کمی درباره‌ی آن وجود دارد ــ ضروری است.

ساختار سیاسی کنونی معیوب است. سیاست‌هایی مانند سهمیه‌بندی جنسیتی برای تضمین مشارکت زنان در مناصب تصمیم‌گیری می‌تواند یک ضرورت گذار باشد. همه‌ی موانع حقوقی و فرهنگی ورود زنان به قدرت باید حذف شوند. رسانه‌ها باید الگوهای موفق زنان را نشان دهند و برنامه‌های آموزشی، به‌ویژه برای مردان، پذیرش زنان در موقعیت‌های رهبری را تقویت کند. مردسالاری در جامعه بیداد می‌کند؛ نخست باید قوانین ضدزن برچیده شود و سپس زنان واقعاً در جایگاه تصمیم‌گیری قرار گیرند تا آموخته‌هایشان از حد نظریه فراتر برود.

۱۵. آیا پروژه یا فعالیتی برای حمایت از زنان راه‌اندازی کرده‌اید؟

دهه‌ی شصت واقعاً دهه‌ی وحشت بود. بسیاری از زنان همسرانشان را در اعدام‌ها از دست داده بودند یا همسرانشان در زندان بودند. یکی از نخستین پروژه‌هایی که اجرا کردم «صندوق تعاون و حرفه‌آموزی» بود. هدف، توان‌افزایی زنان با استفاده از امکانات موجود در پیرامونشان بود. تا جای ممکن آموزش حرفه‌ای رایگان فراهم می‌شد؛ اگر دوره شهریه داشت، هزینه از صندوق تعاون پرداخت می‌شد و زن دریافت‌کننده پس از رسیدن به نخستین درآمد، وام را به صندوق بازمی‌گرداند تا زن دیگری بتواند از آن استفاده کند. این پروژه به زنان کمک می‌کرد استقلال اقتصادی بیشتری به دست آورند.

پروژه‌ی دیگر، آموزش مهارت‌های زندگی و مدیریت بحران بود تا زنان با افزایش اعتمادبه‌نفس بتوانند در تصمیم‌های فردی و اجتماعی نقش فعال‌تری داشته باشند. دوره‌های آموزش رهبری زنان نیز بخش دیگری از این فعالیت‌ها بوده است.

بخش چهارم | آینده، الهام‌بخشی و تغییر اجتماعی

۱۶. اگر می‌توانستید یک پیام به نسل جوان زنان ایرانی بدهید، چه می‌گفتید؟

هرچند مسیر پیش رو پرچالش است، هر گام شما می‌تواند تغییری بزرگ ایجاد کند. خودتان را باور کنید، خواسته‌هایتان را فریاد بزنید و برای حقوق و آرزوهایتان بایستید. یادگیری، همبستگی و پایداری سه کلید اصلی ساختن آینده‌ای روشن‌ترند. هیچ تغییری بدون شما ممکن نیست؛ پس پیش بروید و دنیا را بسازید.

۱۷. برای توانمندسازی زنان در جوامع سنتی یا تحت فشار چه اقداماتی پیشنهاد می‌کنید؟

توان‌افزایی زنان در چنین جوامعی به راهبردی هوشمندانه و چندلایه نیاز دارد که هم نیاز فردی را ببیند و هم تغییر اجتماعی و فرهنگی را دنبال کند. تغییر در جامعه‌ی سنتی دشوار است، به‌ویژه وقتی سنت‌ها بُعد مذهبی پیدا می‌کنند. برای محصولات و خدمات زنان روستایی بازارهای امن و پایدار ایجاد شود. مردان و افراد بانفوذ محلی برای پشتیبانی از تغییر مثبت درگیر شوند.

کمپین‌های فرهنگی و رسانه‌ای برای تغییر نگاه جامعه به نقش زنان اجرا شود. بر سیاست‌گذاران برای تصویب و اجرای قوانین حمایتی و مقابله با خشونت علیه زنان فشار وارد شود. پسران از کودکی برای پذیرفتن نقش برابر زنان آموزش ببینند و تشویق شوند. توان‌افزایی زمانی پایدار است که زن هم درآمد و مهارت داشته باشد، هم شبکه‌ی حمایت، و هم قانونی که در لحظه‌ی خطر از او دفاع کند.

۱۸. چگونه می‌توان جامعه‌ای ساخت که زنان در آن امنیت، فرصت و عدالت بیشتری داشته باشند؟

ساختن چنین جامعه‌ای به تغییرات بنیادین در قانون، فرهنگ و ساختار اجتماعی نیاز دارد. باید قوانین سخت‌گیرانه علیه خشونت و تبعیض اجرا شود، فرصت برابر در آموزش و اشتغال فراهم آید و بسترهای حمایتی برای مشارکت زنان در تصمیم‌گیری سیاسی و اقتصادی ایجاد شود.

در کنار آن، آموزش، رسانه و معرفی الگوهای توانمند زن باید نگرش اجتماعی و کلیشه‌های جنسیتی را تغییر دهد. همبستگی و شبکه‌سازی میان زنان و مردان برابری‌خواه، همراه با توان‌افزایی اقتصادی و فرهنگی زنان، راه را برای جامعه‌ای عادلانه‌تر، امن‌تر و پویاتر باز می‌کند.

۱۹. آیا افزایش آگاهی و آموزش می‌تواند نقش زنان را در جامعه تغییر دهد؟

بله، کاملاً. آموزش زنان را به مهارت‌های لازم برای مشارکت فعال در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مجهز می‌کند و اعتمادبه‌نفس آنان را برای مطالبه‌ی حقوقشان افزایش می‌دهد. آگاهی‌رسانی نیز نگرش‌های سنتی و کلیشه‌های جنسیتی را به چالش می‌کشد و فضای بیشتری برای حضور و اثرگذاری زنان می‌سازد. جامعه‌ای که روی آموزش زنان سرمایه‌گذاری کند، نه‌فقط در برابری جنسیتی، بلکه در اقتصاد، فرهنگ و توسعه‌ی اجتماعی نیز موفق‌تر خواهد بود.

بخش پنجم | داستان‌های شخصی و الهام‌بخش

۲۰. یکی از لحظاتی که بیشترین احساس موفقیت را داشتید، چه زمانی بود؟

لحظه‌های زیادی بوده‌اند که در آن‌ها احساس موفقیت کرده‌ام و دشوار است فقط یکی را به‌عنوان «بیشترین» انتخاب کنم.

۲۱. آیا شکست یا چالشی داشته‌اید که در نهایت باعث رشدتان شود؟

قطعاً. هر فعال اجتماعی که برای تغییر گام برمی‌دارد با چالش و شکست روبه‌رو می‌شود؛ تجربه‌هایی که می‌توانند به رشد و آگاهی بیشتر بینجامند. من نیز در مبارزه برای حقوق زنان، به‌ویژه مقابله با خشونت‌های ناموسی و تلاش برای توان‌افزایی زنان، با محدودیت سیاسی، فشار فرهنگی و مقاومت بخش‌هایی از جامعه روبه‌رو بوده‌ام.

در زندگی شخصی و سیاسی‌ام، به قول معروف بلایی نبوده که جمهوری اسلامی بر سرم نیاورده باشد: اخراج از کار، مصادره یا مسدودشدن حساب بانکی، اعدام همسرم و فشارهای دیگر. اما از این تجربه‌ها نه‌فقط برای استوارترکردن مسیر خود، بلکه برای حمایت از زنان دیگر استفاده کرده‌ام. شکست‌ها برای من نقطه‌ی بازاندیشی، یادگیری و پیداکردن راه‌های خلاقانه‌تر برای ادامه‌ی مبارزه بوده‌اند.

۲۲. چه چیزی به شما انگیزه می‌دهد که همچنان ادامه دهید و برای تغییر بجنگید؟

باور عمیق به امکان برابری، آزادی، حقوق زنان و ایجاد تغییر. دیدن درد و رنج زنانی که قربانی خشونت و تبعیض شده‌اند مرا مصمم‌تر می‌کند برای جامعه‌ای عادلانه‌تر تلاش کنم. هر گام کوچک در توان‌افزایی زنان، هر تغییر در نگرش اجتماعی و هر زنی که از محدودیتی رها می‌شود، نیروی تازه‌ای به من می‌دهد.

حمایت و همبستگی زنانی که در این مسیر همراهند و از فعالیت‌هایم پشتیبانی می‌کنند نشان می‌دهد تغییر ممکن است و این مبارزه ارزش ادامه‌دادن دارد. امید به آینده‌ای که در آن دختران و زنان نسل بعد در فضایی امن‌تر، برابرتر و آزادتر زندگی کنند، برای من انگیزه‌ای پایان‌ناپذیر است. این راه فقط یک مسئولیت نیست؛ تعهدی عمیقاً انسانی و اخلاقی است که با هر چالش، عزم مرا راسخ‌تر می‌کند.

۲۳. اگر می‌توانستید یک تغییر در قوانین یا ساختار اجتماعی ایجاد کنید، آن تغییر چه بود؟

لغو همه‌ی قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان و تضمین برابری کامل جنسیتی، اولویت من بود. این تغییر باید حق سرپرستی مردان بر زنان را برچیند، خشونت‌ها و قتل‌های ناموسی را جرم‌انگاری کند، فرصت برابر در اشتغال و سیاست بسازد و محدودیت‌های قانونی بر پوشش و آزادی فردی زنان را از میان ببرد.

هم‌زمان باید دستگاه قضایی عادلانه و مستقلی ایجاد شود که حقوق زنان را بدون تبعیض تضمین کند و برنامه‌های آموزشی گسترده برای تغییر نگرش مردسالارانه اجرا شود. در یک کلام، و با همان عبارت صریح و عامدانه‌ای که انتخاب کرده‌ام، به جمهوری اسلامی می‌گویم: 

راه‌های ارتباط با کمپین توقف قتل‌های ناموس

وب‌سایت کمپین: stophonorkillings.org

اینستاگرام: @stophonorkillings_iran

یوتیوب: stophonorkillings2020

کانال تلگرام: STOPhonorkillings_Iran

گروه تلگرام: stopho

شبکه‌ی X: @STOPhonorKilli1

ایمیل کمپین: [email protected]