فیلم «تالی» با کنارزدن تصویر آرام و درخشان مادری، زنی را نشان میدهد که پس از تولد سومین فرزندش زیر فشار بیخوابی، کار مراقبتی و انتظارات خانوادگی فرومیریزد. ساخته جیسون رایتمن در بهترین لحظههایش روایتی صادقانه از بدن و روان مادر است؛ هرچند در پایان، برای مسئلهای ساختاری پاسخی بیش از اندازه خصوصی پیدا میکند.
اطلاعاتِ فیلم
|
عنوان |
اطلاعات |
|
نام فیلم |
|
|
سال تولید |
۲۰۱۸ |
|
کشور |
ایالات متحده آمریکا |
|
ژانر |
کمدی سیاه، درام |
|
کارگردان |
جیسون رایتمن |
|
نویسنده |
دیابلو کودی |
|
بازیگران اصلی |
شارلیز ترون، مکنزی دیویس، ران لیوینگستون، مارک دوپلاس |
|
مدت |
۹۶ دقیقه |
نیمهشب است و سکوت خانه هر چند دقیقه با گریه نوزاد شکسته میشود. مارلو شیر میدهد، پوشک عوض میکند، نوزاد را در آغوش راه میبرد و دوباره به تخت بازمیگردد. هنوز چشمهایش گرم نشده که گریه دیگری آغاز میشود. روز بعد نیز دو فرزند بزرگتر، مدرسه، غذا و خانه در انتظار او هستند.
«تالی» از همین تکرار خستهکننده و بهظاهر پیشپاافتاده، درام میسازد. جیسون رایتمن با مونتاژی از شیردهی، پمپ شیر، بطری، پوشک و راهرفتنهای بیپایان در راهرو، زمان را از حرکت بازمیدارد. روز و شب دیگر معنای روشنی ندارند؛ همهچیز در شیفت کاری ممتدی حل شده است که نه ساعت پایان دارد، نه تعطیلی و نه دستمزد.
پیش از آمدن تالی؛ خانهای که بر شانههای مارلو ایستاده است
مارلو، با بازی دقیق شارلیز ترون، زنی نزدیک به چهل سالگی است که روزهای پایانی سومین بارداری ناخواستهاش را میگذراند. او شاغل است، اما با شروع مرخصی زایمان، زندگی حرفهایاش از قاب بیرون میرود و هویتش زیر عنوان «مادر» قرار میگیرد.
سارا، دختر بزرگ خانواده، به توجه نیاز دارد. جونا، پسر کوچکتر، با نیازهای حسی و رفتاری تشخیصگذارینشده دستوپنجه نرم میکند. فیلم عمداً نامی پزشکی بر وضعیت او نمیگذارد. مارلو باید برنامههایش را پیشبینی کند، تمرینهای حسی او را انجام دهد، با مدرسه مذاکره کند و در برابر مدیری بایستد که بهجای فراهمکردن حمایت، مسئولیت مشکل را به خانواده بازمیگرداند.
درو، همسر مارلو، مردی خشن یا بیعاطفه نیست. کار میکند، فرزندانش را دوست دارد و گاهی در تکالیف خانه مشارکت میکند. بااینحال، مسئول نهایی مراقبت مارلوست. اوست که باید بداند داروی سارا کجاست، جونا به چه چیزی حساسیت دارد، برای مدرسه چه لازم است و نوزاد چه زمانی باید شیر بخورد. درو کارهایی را انجام میدهد؛ مارلو باید کل زندگی خانواده را در ذهنش اداره کند.
همین تفاوت فیلم را از داستانی ساده درباره «شوهر بد» فراتر میبرد. نابرابری گاهی در خانهای مهربان پنهان است که مرد در آن «کمک میکند» اما زن همچنان مالک تمام مسئولیتهاست.
پرستاری که قرار است از مادر مراقبت کند
کریگ، برادر ثروتمند مارلو، پیشنهاد میکند هزینه یک پرستار شبانه را بپردازد؛ زنی که شبها از نوزاد مراقبت کند و فقط هنگام شیردهی مادر را بیدار کند. مارلو ابتدا پیشنهاد را رد میکند. پذیرش کمک برای او با احساس شکست همراه است: مگر مادر خوب نباید خودش از عهده فرزندش برآید؟
اما پس از تولد میا و چندین شب بیخوابی، او سرانجام تماس میگیرد. تالی، با بازی مکنزی دیویس، شبی در آستانه در ظاهر میشود: جوان، آرام، پرانرژی و تقریباً بیش از اندازه دانا. او فقط از نوزاد نگهداری نمیکند؛ خانه را مرتب میکند، برای مدرسه جونا کیک میپزد، به حرفهای مارلو گوش میدهد و بدون قضاوت، خستگی و خشم او را میبیند.
با آمدن تالی، رنگ به زندگی مارلو بازمیگردد. بهتر میخوابد، با فرزندانش صبورتر است و دوباره میتواند بخندد. میان دو زن رابطهای شکل میگیرد که از مناسبات کارفرما و پرستار فراتر میرود. تالی به کسی تبدیل میشود که نهفقط از نوزاد، بلکه از خود مادر مراقبت میکند؛ کاری که هیچیک از اعضای خانواده تا آن لحظه انجام ندادهاند.
دیابلو کودی فیلمنامه را پس از تولد سومین فرزندش نوشت. او گفته است از شدت خستگی قادر به پیشبرد پروژه دیگری نبود و نوشتن «تالی» برایش به خیالپردازی درباره کسی تبدیل شد که از خود او مراقبت کند. این تجربه شخصی به جزئیات فیلم صداقتی کمسابقه میدهد. گفتوگو با دیابلو کودی
مادری، بدون نور نرم و موسیقی آرام
«تالی» بدن پس از زایمان را پنهان نمیکند. مارلو با شکمی شل، لباس زیر بیمارستان، سینههای دردناک و پر از شیر، موهای نامرتب و بدنی دیده میشود که دیگر کاملاً متعلق به خودش نیست. شیردهی در این فیلم تصویر آرام مادر و نوزاد نیست؛ کاری جسمانی، دردناک و تکراری است که میتواند زن را از بدن خودش بیگانه کند.
فرهنگ مسلط معمولاً بدن زن را یا بهعنوان ابژه میل میخواهد یا در مقام مادری مقدس و بیجسم. بدن مارلو در هیچیک از این دو تصویر جا نمیگیرد. این بدن کار کرده، درد کشیده و بهطور مداوم در اختیار نیازهای دیگران قرار گرفته است.
شارلیز ترون برای این نقش حدود ۲۳ کیلوگرم وزن اضافه کرد، اما اهمیت بازی او در نحوه راهرفتن، نگاههای خالی، مکثها و شوخیهای تلخ مارلوست. او زنی را نشان میدهد که دیگر نیرویی برای اجرای نقش مادر خوشحال ندارد.
فیلم همچنین از دوگانگی احساسات مادر نمیترسد. مارلو فرزندانش را دوست دارد، اما از آنان خسته میشود. گاهی خشمگین است و گاهی آرزو میکند از خانه و زندگی فعلیاش فرار کند. فیلم این احساسات را نشانه بیعاطفگی او نمیداند. آنچه غیرطبیعی است خستگی مارلو نیست؛ انتظار مراقبت بیپایان از انسانی است که خود تقریباً هیچ مراقبتی دریافت نمیکند.
هشدار: ادامه متن پایان فیلم را افشا میکند.
تالی واقعاً«تالی»؛ کیست؟
فیلم در بخش پایانی، مسیر یک درام خانوادگی را ترک میکند. پس از شبی در بروکلین، مارلو هنگام رانندگی از شدت خستگی به خواب میرود و خودرویش در آب سقوط میکند. در بیمارستان میفهمیم «تالی» نام خانوادگی مارلو پیش از ازدواج بوده است. پرستار جوان هرگز بهعنوان شخصی مستقل وجود نداشته؛ او تجسم خود جوانتر مارلوست.
صحنهها دوباره مرور میشوند و اینبار میبینیم مارلو در تمام آن شبها خود از نوزاد مراقبت کرده، خانه را تمیز کرده و کیکها را پخته است. زنی که تصور میکردیم در حال استراحت است، در واقع دو شیفت را همزمان انجام میداده است.
این چرخش فقط ترفندی داستانی نیست. برای انجام کاری که جامعه از یک «مادر خوب» انتظار دارد، یک زن کافی نبوده است. مارلو خود را به دو نفر تقسیم کرده: یکی از همه مراقبت میکند و دیگری از مادر؛ اما هر دو خود او هستند.
تالی همچنین نماینده زنی است که مارلو پیش از ازدواج و مادری بوده: جوانتر، آزادتر، بیپروا و هنوز برخوردار از زمانی متعلق به خودش. رابطه آن دو فقط حسرت جوانی نیست؛ مواجهه مارلو با بخشی از وجودش است که زیر کار مراقبتی و تکرار زندگی روزمره ناپدید شده است.
بحرانی که فیلم نامش را نمیگوید
نسخه نهایی فیلم تشخیص مشخصی برای وضعیت مارلو اعلام نمیکند. پزشک بیمارستان از فرسودگی شدید و محرومیت از خواب سخن میگوید و درو تنها به دورهای از افسردگی پس از تولد جونا اشاره میکند. بااینحال، تجربهکردن تالی بهعنوان فردی واقعی، فعالیتهای شبانه و رفتارهای پرخطر نشانههایی فراتر از خستگی معمول یا افسردگی ساده را تداعی میکنند.
در نسخه منتشرشده فیلمنامه، پزشک صریحاً از «روانپریشی پس از زایمان» نام میبرد، اما این تشخیص از فیلم حذف شده است. ابهام، احساس غرقشدن مارلو را تقویت میکند؛ ولی ممکن است بحرانی جدی را به غافلگیری داستانی تقلیل دهد.
خانواده و تقسیم عادلانه کار میتوانند از مادر حمایت کنند، اما بنا بر توضیحات مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا، توهم، گسست از واقعیت یا رفتار پرخطر پس از زایمان نیازمند ارزیابی فوری پزشکی است. فیلم مسیر درمان مارلو را نشان نمیدهد و این یکی از مهمترین کاستیهای آن است.
کمکی که به یک امتیاز طبقاتی تبدیل میشود
«تالی» نشان میدهد مارلو به کمک نیاز دارد، اما تنها راهحل قابلمشاهده را برادر ثروتمندش میخرد. پرستار شبانه خدمتی گرانقیمت است و کودی نیز استفاده از آن در زندگی واقعی را نوعی امتیاز طبقاتی خوانده است. گفتوگوی کودی درباره پرستار شبانه
فیلم از مرخصی مناسب والدین، مراقبت عمومی پس از زایمان، مهدکودک در دسترس یا حمایت مدرسه سخنی نمیگوید. بحران ساختاری است، اما راهحل یا باید خریداری شود یا از بدن و روان خود زن استخراج شود.
چون تالی خیالی است، فیلم از واقعیت کار زنان پرستار نیز فاصله میگیرد. تالی دستمزد، خانواده، خستگی یا زندگی مستقلی ندارد؛ نیرویی بیپایان است که فقط برای نجات خانوادهای دیگر وجود دارد. فیلم کار مراقبتی را مرئی میکند، اما مراقب واقعی را دوباره از قاب بیرون میگذارد.
پایانی آرام برای مسئلهای حلنشده
در بیمارستان، درو سرانجام میفهمد که ندیدن بحران همسرش بخشی از همان بحران بوده است. در نمای پایانی، او کنار مارلو در آشپزخانه میایستد و در آمادهکردن غذای کودکان مشارکت میکند. این حرکت کوچک میتواند نشانه آغاز تغییر باشد: مراقبت نه در سخنرانیهای بزرگ، بلکه در تکرار کارهای روزمره تقسیم میشود.
اما فیلم نشان نمیدهد این تغییر چقدر پایدار است. خبری از درمان مارلو، بازگشت او به کار یا بازتوزیع روشن مسئولیتها نیست. درو هنوز مردی به نظر میرسد که به همسرش «کمک میکند»، نه پدری که نیمی از مراقبت را وظیفه خود میداند.
«تالی» در نمایش مسئله رادیکالتر از راهحلی است که پیشنهاد میکند. فیلم جسورانه نشان میدهد فرسودگی مادر شکست شخصی نیست، اما در پایان بحرانی اجتماعی را با آشتی خصوصی یک زوج آرام میکند.
بااینهمه، اهمیت فیلم پابرجاست. «تالی» مادری را نه غریزهای جادویی، بلکه مجموعهای از عشق، کار، خشم، تکرار و ازخودگذشتگی نشان میدهد. مارلو مادر بدی نیست؛ انسانی است که حجمی بیش از توان یک انسان بر دوشش گذاشته شده است.
پرسشی که پس از پایان فیلم باقی میماند ساده و سیاسی است: وقتی یک زن مسئول مراقبت از همه است، چه کسی از او مراقبت خواهد کرد؟