هشدار محتوایی: این گزارش شامل اشاره به قتل و خشونت خانگی است. برای حفظ کرامت قربانی، از بازنشر جزئیات غیرضروری و آزاردهنده خودداری شده است. هانیه بهبودی پورامغان، دانشجوی تربیت بدنی، ورزشکار رشته مچاندازی و مادر یک دختر چهارساله، در فاصله ساعات پایانی پنجشنبه ۱۵ خرداد تا بامداد جمعه ۱۶ خرداد ۱۴۰۴ در خانهاش در شهرستان فریمان کشته شد.
همسر ۳۳ ساله او پس از آغاز تحقیقات جنایی بهعنوان متهم اصلی پرونده بازداشت شد. بنا بر گزارش ایرنا درباره بازداشت متهم، مأموران پس از شناسایی محل حضور او در یکی از روستاهای اطراف فریمان، وی را در اختیار مقام قضایی قرار دادند. دادستان عمومی و انقلاب فریمان اعلام کرد متهم در جریان بازجوییها به ارتکاب قتل اعتراف کرده است. مرگ هانیه ابتدا با احتمال خودکشی گزارش شده بود، اما آثار مشاهدهشده بر پیکر او و شواهد بهدستآمده از محل حادثه باعث شد مقام قضایی این فرضیه را کنار بگذارد و دستور آغاز تحقیقات جنایی را صادر کند.
بررسی گزارشهای منتشرشده نشان میدهد این پرونده تنها روایت یک مشاجره خانوادگی نیست. در بخشهای مختلف آن، نشانههایی از سوءظن، کنترلگری، مخالفت با حضور اجتماعی یک زن و تلاش برای پنهانکردن خشونت دیده میشود؛ الگویی که در بسیاری از پروندههای خشونت خانگی، پیش از وقوع خشونت مرگبار تکرار شده است.
هانیه بهبودی که بود؟
هانیه بهبودی پورامغان، زنی جوان از شهرستان فریمان در استان خراسان رضوی بود. او در رشته تربیت بدنی تحصیل میکرد و در رقابتهای مچاندازی زنان حضور داشت. براساس اظهارات منتشرشده از مقام قضایی، هانیه قصد داشت فعالیت ورزشی خود را در زمینه مربیگری نیز ادامه دهد. ورزش برای او تنها یک سرگرمی یا فعالیت مقطعی نبود، بلکه بخشی از آینده حرفهای و اجتماعیاش محسوب میشد.
درباره سن هانیه در منابع اختلاف وجود دارد. در روایت رسمی تحقیقات قضایی، او ۲۳ ساله معرفی شده است؛ درحالیکه گزارش هرانا درباره هانیه بهبودی سن او را ۲۴ سال اعلام کرده است. به همین دلیل، در این گزارش از عبارت «ورزشکار جوان» استفاده میشود.
منابع مختلف در یک نکته اتفاقنظر دارند: هانیه مادر یک دختر چهارساله بود؛ کودکی که در پی این قتل، مادر خود را از دست داد. گزارشهای منتشرشده همچنین حاکی است که هانیه مدت کوتاهی پیش از مرگ، پس از حضور در مسابقات مچاندازی در گرگان و کسب مقام، به فریمان بازگشته بود. جزئیات دقیق مسابقه، عنوان مقام و رده رقابتی او در گزارشهای رسمی ورزشی منتشر نشده است.
بااینحال، اطلاعات موجود نشان میدهد هانیه در آستانه گسترش فعالیتهای ورزشی و اجتماعی خود قرار داشت. او نهتنها در مسابقات شرکت میکرد، بلکه برای ادامه مسیر در حوزه مربیگری نیز برنامه داشت؛ آیندهای که با کشتهشدن او متوقف شد.
انتقال نیمهشب به بیمارستان
براساس توضیحات مهدی حقدادی، دادستان عمومی و انقلاب فریمان، هانیه در نیمهشب ۱۵ خرداد به بیمارستان الزهرا در فریمان منتقل شد. کادر درمان پس از بررسی وضعیت او، مرگش را تأیید کرد. وجود آثار کبودی در ناحیه گلو و جراحت سر باعث شد موضوع به مقام قضایی اطلاع داده شود. بررسیهای اولیه نشان میداد جراحتهای مشاهدهشده با روایت خودکشی همخوانی ندارد. بازپرس پرونده پس از حضور در مرکز درمانی، دستور آغاز تحقیقات جنایی و بررسی خانه محل حادثه را صادر کرد.
مأموران پلیس آگاهی در محل زندگی هانیه با شواهدی روبهرو شدند که احتمال صحنهسازی را تقویت میکرد. دادستان فریمان اعلام کرد متهم تلاش کرده بود با ایجاد جراحت در دستان هانیه، مرگ او را به شکل خودکشی نشان دهد؛ اما آثار فشار در ناحیه گلو، جراحت سر و یافتههای محل، این روایت را رد کرد.
جزئیات این بخش از تحقیقات در گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایسنا و براساس اظهارات دادستان فریمان منتشر شده است. تحریریه برای حفظ شأن هانیه و جلوگیری از تقلیل زندگی او به جزئیات شیوه قتل، از بازنشر بخشهای تکاندهندهتر این روایت خودداری میکند.
بازداشت همسر هانیه
پس از کنار گذاشتهشدن فرضیه خودکشی، همسر هانیه بهعنوان نخستین مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت. براساس اعلام دادستان، متهم پیش از وقوع قتل، دختر چهارساله خانواده را به خانه مادر خود برده بود. او پس از حادثه نیز خانه را ترک کرد. پلیس با بررسی محلهای احتمالی تردد متهم، به اطلاعاتی درباره حضور او در یکی از روستاهای اطراف فریمان رسید. در روایتهای منتشرشده آمده است که همکاری پدر هانیه در شناسایی یا معرفی متهم نقش داشته است.
در برخی گزارشها گفته شده محل حضور متهم با تحقیقات پلیسی و همکاری پدر هانیه شناسایی شد. در روایتی دیگر آمده است پدر هانیه دامادش را به پلیس معرفی کرد. با وجود این تفاوت جزئی، هر دو روایت بر نقش خانواده هانیه در دسترسی پلیس به متهم تأکید دارند.
آنچه از اعترافات متهم منتشر شده است
دادستان فریمان اعلام کرده است که همسر هانیه پس از بازداشت به ارتکاب قتل اعتراف کرد. براساس روایت منتشرشده از بازجوییها، متهم گفته است پس از بردن دخترشان به خانه مادرش، به منزل بازگشته و میان او و هانیه مشاجرهای شکل گرفته است.
او در ادامه اعتراف کرده که گلوی همسرش را فشار داده و سپس ضربهای به سر او وارد کرده است. در روایت قضایی آمده است که متهم پس از آن برای القای فرضیه خودکشی، در دستان هانیه جراحت ایجاد کرده و محل را ترک کرده است. مقام قضایی همچنین از کشف وسیلهای خبر داده که گفته میشود در این صحنهسازی مورد استفاده قرار گرفته بود.
این اطلاعات بر پایه اظهارات مقام قضایی و اعترافات منتسب به متهم منتشر شدهاند. تا زمان انتشار اسناد دادگاه، نظر کامل پزشکی قانونی و رأی نهایی، باید میان گفتههای متهم، یافتههای پلیسی و واقعیتهای اثباتشده قضایی تفکیک قائل شد. انتشار این جزئیات نباید هویت هانیه را به نحوه کشتهشدنش محدود کند. او پیش از آنکه نامش در یک پرونده جنایی ثبت شود، دانشجو، ورزشکار، مادر و زنی جوان با برنامههای حرفهای و شخصی بود.
روایتهای متفاوت درباره انگیزه قتل
یکی از بخشهای مهم و همچنان مبهم پرونده، انگیزه قتل است. براساس آنچه دادستان فریمان از اظهارات متهم نقل کرده، او مدعی شده بود انتشار تصاویری از هانیه در شبکههای اجتماعی و دریافت یک پیام اشتباهی از شماره او موجب سوءظن و عصبانیتش شده است.
در بخشی دیگر از این روایت، به اعتراض متهم نسبت به پوشش هانیه در تصاویر منتشرشده اشاره شده است. این اظهارات تنها روایت متهم درباره انگیزه رفتار خود هستند. بازنشر آنها بدون توضیح میتواند به شکل ناخواسته مسئولیت قتل را از مرتکب به قربانی منتقل کند.
عکس، پوشش، فعالیت ورزشی، حضور در شبکههای اجتماعی یا دریافت یک پیام، علت قتل نیستند. این موارد ممکن است در روایت متهم بهعنوان بهانه یا محرک مطرح شده باشند، اما مسئولیت خشونت بر عهده فردی است که آن را انتخاب و اعمال کرده است.
در مقابل، گزارش ههنگاو درباره انگیزه قتل به نقل از منابع خود نوشته است که موفقیت ورزشی هانیه و نصب بنرهای تبریک در سطح شهر موجب خشم همسرش شده بود. این ادعا در اظهارات رسمی دادستانی تأیید نشده و نمیتوان آن را نتیجه قطعی تحقیقات دانست. بااینحال، روایت رسمی و روایت حقوقبشری ممکن است به الگوی مشترکی از سوءظن، کنترلگری و مخالفت با استقلال و دیدهشدن اجتماعی هانیه اشاره داشته باشند. تا زمان انتشار کیفرخواست، نتایج کامل تحقیقات و رأی دادگاه، نمیتوان درباره انگیزه قطعی قتل با اطمینان سخن گفت.
ادعای سابقه خشونت خانگی
در برخی گزارشها به نقل از منابع نزدیک به خانواده ادعا شده است که هانیه پیش از قتل نیز از سوی همسرش مورد آزار قرار گرفته بود. اطلاعاتی درباره اینکه آیا این خشونتها به پلیس گزارش شده، شکایتی ثبت شده، پروندهای در پزشکی قانونی تشکیل شده یا حکم حمایتی صادر شده است، در منابع عمومی وجود ندارد.
به همین دلیل، سابقه خشونت را باید ادعایی مهم اما تأییدنشده در منابع رسمی دانست. اهمیت این ادعا در آن است که قتل در بستر روابط خانوادگی لزوماً نتیجه یک مشاجره ناگهانی نیست. خشونت مرگبار ممکن است پایان زنجیرهای از کنترل، تهدید، تحقیر، محدودسازی روابط اجتماعی، دخالت در پوشش و رفتوآمد، خشونت روانی و حملات جسمی پیشین باشد. در نبود اطلاعات کامل درباره زندگی هانیه، نمیتوان با قطعیت گفت چه روندی به قتل منتهی شده است؛ اما نادیدهگرفتن ادعاهای مربوط به خشونت پیشین نیز میتواند بخش مهمی از زمینه پرونده را پنهان کند.
چرا نباید این قتل را «اختلاف خانوادگی» نامید؟
در گزارش بسیاری از قتلهای زنان، از عبارتهایی مانند «اختلاف خانوادگی»، «مشاجره زن و شوهر» یا «عصبانیت لحظهای» استفاده میشود. این واژهها ممکن است بخشی از زمینه حادثه را توصیف کنند، اما ماهیت خشونت را توضیح نمیدهند. تقلیل قتل به یک «اختلاف»، این تصور را ایجاد میکند که دو طرف به شکلی برابر در ایجاد حادثه نقش داشتهاند.
آنچه دادستان فریمان درباره پرونده هانیه اعلام کرده است، شامل اعمال خشونت مستقیم، واردکردن ضربه، تلاش برای صحنهسازی و ترک محل میشود. این اقدامات را نمیتوان صرفاً یک مشاجره خانوادگی نامید.
همچنین تأکید بر پوشش، تصاویر شخصی، فعالیت ورزشی یا پیام تلفنی، ممکن است به قربانیسرزنشی منجر شود؛ یعنی بهجای تمرکز بر تصمیم متهم برای اعمال خشونت، رفتار قربانی زیر سؤال برود. هیچ اختلافی، هیچ سوءظنی و هیچ مخالفتی با پوشش یا فعالیت اجتماعی، مجوز خشونت و قتل نیست.
پروندهای فراتر از یک جنایت فردی
قتل هانیه را نمیتوان تنها بهعنوان حادثهای شخصی و جداافتاده بررسی کرد. این پرونده در شرایطی رخ داده است که گزارشهای متعددی از خشونت خانگی و قتل زنان در ایران منتشر میشود.Mنبود آمار رسمی جامع، گزارشنشدن بسیاری از موارد، فشارهای خانوادگی و اجتماعی و دشواری دسترسی زنان به حمایتهای فوری، ارزیابی ابعاد واقعی خشونت علیه زنان را پیچیده کرده است.
در بسیاری از موارد، زنان پیش از رسیدن خشونت به مرحله مرگبار، با تهدید، تحقیر، محدودیت مالی، کنترل ارتباطات، ممنوعیت فعالیت اجتماعی یا ضربوجرح روبهرو هستند. نبود مسیر امن و قابلاعتماد برای گزارش خشونت میتواند قربانی را در همان محیط خطرناک نگه دارد.
رسیدگی به خشونت علیه زنان تنها به مجازات فرد مرتکب پس از وقوع قتل محدود نمیشود. پیشگیری، امکان گزارش امن، دسترسی به پناهگاه، حمایت حقوقی، استقلال اقتصادی و واکنش سریع نهادهای مسئول، بخش مهمتری از مقابله با این خشونت است.
وضعیت کنونی پرونده
آخرین گزارشهای رسمی منتشرشده در خرداد ۱۴۰۴ نشان میدادند متهم بازداشت شده، به ارتکاب قتل اعتراف کرده و تحقیقات برای روشنشدن تمام ابعاد پرونده ادامه داشته است. در همان مقطع، اطلاعات قابلاتکایی درباره صدور کیفرخواست، زمان برگزاری دادگاه یا رأی نهایی پرونده منتشر نشد.
در بررسی دوباره گزارشهای عمومی نیز خبر موثقی درباره صدور یا اجرای حکم نهایی این پرونده در دسترس نیست. به همین دلیل، ادعاهای پراکنده در شبکههای اجتماعی درباره صدور قطعی حکم اعدام، قصاص یا اجرای حکم را نمیتوان تأیید کرد.
تا زمان اعلام رسمی دستگاه قضایی یا انتشار اسناد معتبر، این ادعاها نباید بهعنوان واقعیت بازنشر شوند. مرگ هانیه بهبودی تنها پایان زندگی یک ورزشکار جوان نبود. دختر چهارسالهای مادرش را از دست داد، خانوادهای با فقدانی جبرانناپذیر روبهرو شد و جامعه بار دیگر با پیامدهای مرگبار کنترلگری و خشونت علیه زنان مواجه شد.
روایت مسئولانه این پرونده به معنای تکرار جزئیات خشونت نیست. هانیه باید بهعنوان انسانی با زندگی، آرزو، حرفه، هویت و آینده به یاد آورده شود؛ نه تنها بهعنوان قربانی یک قتل.