ندا جلیلیان، زن ۲۶ ساله و مادر یک کودک چهار ساله، در خانه پدری خود در روستای یوزباشکندی ملکان جان باخت. اطلاعات منتشرشده حاکی از آن است که او بر اثر ضربوجرح شدید کشته شده و سپس برای خودکشی جلوهدادن علت مرگ، پیکرش حلقآویز شده است.
بررسی و راستیآزمایی ۱۰۰۱Nomads نشان میدهد این خبر دارای مبنای خبری قابلردیابی است؛ بااینحال، به دلیل انتشارنیافتن اطلاعیه رسمی پلیس، دادستانی و گزارش عمومی پزشکی قانونی، همه جزئیات پرونده هنوز بهطور مستقل و قطعی قابل تأیید نیست.
بر اساس اطلاعات بررسیشده، ندا جلیلیان روز پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ در منزل پدری خود در روستای یوزباشکندی، از توابع شهرستان ملکان در استان آذربایجان شرقی، جان باخته است.
ندا در جشنها و مراسم عروسی منطقه بهعنوان دیجی فعالیت میکرد. گفته شده است که او در پی خشونتهای شدید همسرش، زندگی مشترک را ترک کرده و به خانه خانواده خود بازگشته بود.
در روز حادثه، همسر ندا که در گزارشهای مربوط به پرونده با نام مهران جلالی معرفی شده، به خانه والدین او رفته و پدر و مادر ندا را بهشدت مورد ضربوجرح قرار داده است. پس از انتقال آنان به بیمارستان، متهم بار دیگر وارد خانه شده و بنا بر اطلاعات موجود، ندا را بر اثر ضربات شدید به قتل رسانده است.
در ادامه این روایت آمده است که پیکر ندا پس از مرگ حلقآویز شده تا علت جانباختن او خودکشی جلوه داده شود. همچنین گفته شده بررسیهای پزشکی قانونی، ضربوجرح شدید را علت مرگ تشخیص داده و فرضیه خودکشی را رد کرده است.
نسخه رسمی نظریه پزشکی قانونی تاکنون در دسترس ۱۰۰۱Nomads قرار نگرفته است. ازاینرو، نتیجه منتسب به پزشکی قانونی در این گزارش با قید احتیاط منتشر میشود و تأیید نهایی آن نیازمند انتشار سند یا اعلام رسمی مراجع مسئول است.
اطلاعات بررسیشده همچنین از بازداشت همسر ندا پس از مشخصشدن علت احتمالی مرگ حکایت دارد. هنوز عنوان اتهام، مرجع رسیدگیکننده، نوع قرار قضایی و محل نگهداری او بهصورت عمومی اعلام نشده است. بازداشت یا معرفی یک فرد بهعنوان متهم نیز بهتنهایی به معنای اثبات مسئولیت کیفری او نیست و تعیین مسئولیت نهایی بر عهده مرجع قضایی است.
در برخی متنهای بازنشرشده ادعا شده ندا سه هفته پیش از قتل، با هدف جدایی از همسرش به خانه پدری بازگشته بود. ۱۰۰۱Nomads نتوانست مدت «سه هفته» و تصمیم قطعی او برای جدایی را مستقلاً تأیید کند؛ به همین دلیل این دو ادعا در شمار اطلاعات قطعی پرونده قرار نمیگیرند.
قتل یک زن در بستر خشونت خانگی را نمیتوان به عباراتی مانند «اختلاف خانوادگی» یا «مشاجره زن و شوهر» تقلیل داد. خانه و خانواده قلمروی خارج از مسئولیت عمومی و قضایی نیستند. هنگامی که زنی به دلیل خشونت به خانه والدینش پناه میبرد و در همان مکان جان خود را از دست میدهد، پرسش اساسی این است که چه سازوکار مؤثری برای حمایت از او وجود داشته و آیا امکان دسترسی فوری به امنیت، حمایت حقوقی و مداخله پیشگیرانه فراهم بوده است یا نه.
روشنشدن حقیقت این پرونده مستلزم انتشار نتیجه رسمی کالبدگشایی، بررسی صحنه حادثه، ثبت جراحات والدین ندا، تحقیق از شاهدان و اعلام شفاف روند قضایی است. وضعیت کودک چهار ساله ندا و حمایتهای روانی و اجتماعی در نظر گرفتهشده برای او نیز نباید در حاشیه پرونده قرار گیرد.
ندا جلیلیان تنها یک نام در آمار قتل زنان نیست. او زنی ۲۶ ساله، مادر یک کودک و صاحب زندگی و حرفهای مستقل بود. حقیقت درباره مرگ او باید بدون پنهانشدن پشت روایت «خودکشی» یا عنوان مبهم «اختلاف خانوادگی» روشن شود.
گزارش و راستیآزمایی: تحریریه ۱۰۰۱Nomads